|
بازی های کامپیوتری-دانلود نرم افزار |

و شرکت های بازی سازی نیز مشغول ساخت و توسعه بازی بر روی این کنسول ها بودند دیگر
کسی آنچنان که باید و شاید به بازی های کنسول های فعلی اهمیت نمیداد و به غیر از چند بازی
معروف که انتظار ها از این بازیها مثل Prince of Persia یا Evil یا PES5 یا FIFA God Father و چند
بازی دیگر خیلی زیاد است ، بازدید کنندگان توجهی آنچنان خاصی به ساير بازیها نمیکردند که این
مساله در بعضی از سایتهای رایانه ای هم بازتاب داشت که البته زیاد هم عجیب به نظر نمیرسید .
چون نسل بازیهای کامپيوتری در حال عوض شدن بود و مردم بیشتر تمایل داشتند تا از جزئیات و
بازیهای کنسول های نسل بعد سر در بیاورند و قدرت کنسول ها را با هم مقایسه کنند . ولی در این
میان و در بین همه ی بازیها یک استثنا وجود داشت که باز هم شاهکاری از کمپانی EA Games به
شمار می آمد و توانست بهترین عنوان بازی FPS در PS2 و Xbox را بدست آورد . بله درست متوجه
شدید یک بازی FPS آن هم برای کنسول به عنوان یکی از برترین های E3 امسال شناخته شد
در نمایشگاه امسال دموی کوتاهی از بازی و مرحله ای برای بازی قرار داشت و اینطور که نشان میداد بازی در مورد جنگ جهانی اتفاق خواهد افتاد و سبکی متفاوت چه از لحاظ گیم پلی و چه داستان در بازیهای FPS کنسول به وجود آورده و میشود گفت دلیل اصلی انتخاب بازی هم به عنوان یکی از بهترین ها همین گیم پلی و کنترل بازی است که بی شک یکی از روانترین کنترل ها در بازیهای FPS کنسول است که خلاقیت EA Games را در ساخت این بازی نشان میدهد و با توجه به اینکه بازیهای FPS قبلی EA Games مانند Golden Eye چه از نظر کنترل و چه گیم پلی زیاد جالب نبودند نمایش این بازی در E3 توجه بسیاری را به خود جلب کرد و انتظار میرود که این بازی نیز به بازیهای جالب و محبوب در سبک خود تبدیل شود . چون معمولا در بازیهای FPS چند فاکتور مهم هستند که در صورت عدم وجود این موارد بازی زیاد چنگی به دل نخواهد زد . اولین و مهمترین این موارد کنترل است که مشکل اصلی کسانی است که با کنسول بازی میکنند و از این مساله شکایت دارند که چرا هیچ گاه کنترل یک بازی FPS کنسول در حد بازی برای PC قرار نمیگیرد مانند سری بازیهای Medal of Honor یا Call of duty که همیشه نسخه ی PC آنها از نسخه کنسول بهتر بوده ولی در مورد Black این امر صادق نیست و این بازی از کنترل بیش از اندازه روان و نرمی برخوردار است . مورد بعدی درباره بازی های FPS و مخصوصا بازیهایی که در رابطه با جنگ جهانی است به تکراری بودن داستان اصلی و توجه به جزئیات و حاشیه های جنگ و کلا در تمامی بازیهای این سبک داشتن داستانی با جزئیات بالا و پیچ و خم های کمتر است
بعد از مدتی بازی خسته کننده میشود . مورد بعدی در بازیهای FPS توجه به گرافیک محیط و اشیا آن بازی است چون شما وقتی یک بازی سوم شخص را بازی میکنید اولین نکته ای که به چشم شما می آید گرافیک و طراحی شخصیت اول بازی است مثل بازیهایی همانند Evil ، Max payne و Hitman . با توجه به توضیحاتی که دادیم و دمویی که از بازی Black مشاهده کردیم ظاهرا این بازی تمام نکات مثبت را داراست و به لحاظ یک بازی FPS جز بازیهای کامل به حساب می آید و با توجه به اینکه دیگر نسل بازی عوض شده و وارد نسل جدیدی از بازیهای کامپيوتری شده ایم به نظر می آید این بازی بتواند پایانی خوب را برای کنسول های فعلی رقم بزند . گرافيك بازي Black فوق العاده عالي است و كمتر در بازيهايي براي PُُS2 شاهد آن بوده ايم . نورپردازي بازي موفق ترين قسمت بازي است و واقعا در بازيهاي كنسول كمتر شاهد آن بوده ايم . بازي از جهات بسياري از افكت هاي تصويري مانند F.E.A.R استفده مي كند . افكت هاي تصويري بازي بسيار عالي است و در بسياري از قسمت ها شاهد آن هستيم . افكت هاي بازي شامل دود ها و مه ها و غبار ناشي از ويراني ها واقعا عالي است كه احتمالا خودتان نيز بايد با ديدن تصاوير اين بازي به اين مورد پي برده ايد . كنترل بازي واقعا نرم و روان است و با شلوغ شدن آبجكت ها نيز از سرعت تصوير كاسته نمي شود و براي كنترل هيچ مشكلي پيش نخواهد آمد . نورپردازي بازي بشدت كيفيت بالايي را دنبال مي كند و بازي از يك فيلتر سفيد كننده تقريبا كرم براي به تصوير كشيدن بازي استفاده مي كند . محيط بازي بسيار عالي است و جزئيات بسيار زيادي در ساخت بازي بكار رفته است .
این بازی در سبک Shooter توسط شرکت Epic Games (سازنده بازی Gears of wars) در دست ساخت هست و ناشر این بازی شرکت پرکار در نسل جدید یعنی Midway هست. تاریخ انتشار این بازی هم پاییز سال 2007 برای PS3 و PC اعلام شده و تاریخ دقیق انتشار بازی برای X360 هنوز اعلام نشده است.
این بازی در سبک Shooter توسط شرکت Epic Games (سازنده بازی Gears of wars) در دست ساخت هست و ناشر این بازی شرکت پرکار در نسل جدید یعنی Midway هست. تاریخ انتشار این بازی هم پاییز سال 2007 برای PS3 و PC اعلام شده و تاریخ دقیق انتشار بازی برای X360 هنوز اعلام نشده است.
این بازی به هیچ وجه یک بازی آرام نیست و Jeff Morris تولید کننده بازی در این باره گفته است: شما وقتی در میدان جنگ قرار می گیرید و افرادتان را می بینید که با دشمنان در حال dogfighting (کتک کاری به صورت وحشیانه) هستند و جلوی شما از این طرف به اون طرف در حال دویدن هستند هیچ وقتی برای ایستادن و تماشای آنها ندارید. همچنین نکته کلیدی در قسمت تاکتیک های نظامی دوباره زنده کردن یارهای کشته شده است که با این کار می توان قوای نظامی خود را افزایش داد. این کار فقط توسط بعضی از نیروها و به صورت محدود قابل انجام است
داستان کلی بازی در بخش Single Player آن به این گونه است که دولت زمین با مردم زمین غیر صمیمی شده و به امور زمین رسیدگی نمیکنند در همین بین کنترل زمین به دست سه غول شیطانی می افتد که سعی در نابودی زمین دارند. شما میتوانید در این بازی با طرح نقشه های جالب مراحل بازی را طی کنید برای مثال یک چیز با ارزش را از پایگاه دشمن بدزدید یا با توپ های بزرگ به یک منطقه که برای دشمنان با ارزش بوده شلیک کنید و آن منطقه را با خاک یکسان کنید. Epic همچنین در این بازی وسایل نقلیه ای قرار داده که یکی از جالب ترین آنها یک بورد است که توانایی پرواز دارد و وقتی شما بر روی این برد قرار می گیرید بازی از حالت اول شخص خارج شده و به حالت سوم شخص در می آید و شما توانایی همه کاری با این برد را دارید حتی می توان در قسمت Multi Player بازی دو نفر بر روی این برد قرار بگیرند و یکی برد را هدایت کند و دیگری به دشمنان شلیک کند البته دشمنان هم خیلی باهوش هستند و می توانند با پنهان شدن کنار مسیری که شما از آن عبور میکنید به صورت ناگهانی بر روی شما پریده و شما را از برد به زمین پرت کنند. شما همچنین می توانید از این برد ها صرف نظر کرده و از پایگاه خود تقاضای خودروهای جنگی با اسلحه های بزرگ بر روی انها کنید که در اسرع وقت توسط یکی از افرادتان به شما تحویل داده می شود.
از Jeff Morris درباره شخصیت بازی و همراهانش سوال شد و او در جواب گفت: در جوخه شما یک راهزن همراه با یک ماسک به صورتش و یک شخص که موهای خود را بافته و بدنش پر از خالکوبی است (همان کسی که در E3 2005 نمایش داده شد) تیم شما را تشکیل می دهند و یک کاراکتر کلیدی از سری های UT به اسم Necris villain Loque در این بازی حضور دارد .
در این بازی یک اسلحه بسیار جالب وجود دارد که در واقع یک اسلحه بیو لوژیکی هست و تیرهایش از نیش حشرات درست شده و شما با آن می توانید دشمنان را بر دیوار یا سقف میخ کنید. دیگر اسلحه جالب بازی Rocket Launcher هست که توانایی پرتاب نارنجک را دارد همچنین می تواند سه تیر به صورت همزمان شلیک کند. همچنین Jeff Morris اظهار داشته که این بازی از UT2004 بسیار عظیم تر است و مپ های بازی چندین برابر UT2004 جزییات و وسعت دارند و اسلحه ها در این بازی با بیشترین تعداد چند ضلعی طراحی شده اند.
در این بازی ماشین هایی وجود دارد که با آنها می توان هم به زیر آب رفت و هم پرید که خیلی جالب به نظر می رسد. همچنین ماشین ها در این بازی دارای مودهای گوناگون هستند و قابلیت ارتقا دارند. Steve Polge سرپرست طراحان بازی در اینباره می گوید: تانک های واقعی توانایی خم شدن و تا شدن را ندارند ولی در این بازی تانک ها این توانایی را دارند. یکی از جالبترین تانک های این بازی تانکی است که قابلیت حمل پنج نفر را دارد بدین صورت که یک نفر راننده و دو نفر تیر انداز و دو نفر بعدی به عنوان مسافر که می توانند هر لحظه از تانک خارج شده و شروع به شلیک به دشمنان کنند.
گفته شده است که اگر برای اولین بار تغییر شکل تانک ها را ببینید چشمانتان پهن شده و نفس کشیدن از یادتون میرود به گونه ای که تا خودتان بازی را انجام ندهید و با روبات های دشمن مبارزه نکنید نمیفهمید که چقدر ترسناک و قوی هستند. در این بازی 6 تیم و 24 شخصیت وجود دارند. که با هم تفاوت دارند ولی در کل بین 6 تیم یک توازن برقرار است.
doom3 مدت ها بعد از دو نسخه قبلی خود آمد. بیشترین چیزی که در این بازی جلب توجه می کرد گرافیک آن بود که توجه همگان را جلب کرد. در این بین هنوز 8 ماه از انتشار این نسخه نگذشته بود که شرکت Nerve Software نسخه اضافه شونده ای از این بازی را برای کامپیوتر منتشر کرد. این بسته الحاقی در واقع ادامه ای است بر نسخه اصلی Doom3 که می تواند شما را مجبور کند دوباره به پای این بازی جذاب بنشینید.
در Resurrection of Evil دو سال از آن واقعه جهنمی که مشکلات بسیاری را پیش آورد می گذرد. با وجود مشکلات بسیار شما باید دست به کار شوید و شیاطین را نابود کنید. همانطور که می توان حدس زد به دلیل این که Resurrection of Evil بیشتر از یک اضافه شونده نیست، روند بازی با نسخه اصلی آن چندان تفاوتی نکرده است. برای مثال مانند قبل اطراف به قدری تاریک است که مجبورید از چراغ قوه خود برای دیدن اطراف، گوشه ها و شکاف ها استفاده کنید و دشمنان را پیدا کنید. در این بین دشمنان نیز در تاریکی های اطراف کمین می کنند و منتظر فرصتی خوب می ایستند. داستان نیز در بازی نقش چندانی ندارد و مانند تمام نسخه های دیگر فقط باید نابود کنید و به جلو بروید.
به طور کلی می توان گفت که Resurrection of Evil آمده است تا اشکالات نسخه اصلی Doom3 را رفع کند تا بازیکنان بتوانند از آن لذت بیشتری ببرند. مراحل ابتدای بازی در اطراف یک مکان حفاری باستانی می گذرد که در آخر نسخه اصلی نگاه اجمالی به آن شد. کاملا مشخص است که در این نسخه سعی شده است که تنوع بیشتری در مراحل وجود داشته باشد.
هم اکنون شما در طول بازی در طول دو یا سه ساعت یک اسلحه شکاری دوسر را پیدا خواهید کرد که در یک زمان فقط می تواند یک گلوله را حمل کند ولی در عوض با یک شلیک می تواند سوراخ بزرگی در تمام اشیا ایجاد کند. اسلحه ربایشی هم در بازی وجود دارد که می تواند در طول بازی شودمند باشد. با این اسلحه می توانید جلوی حملات دشمن را بگیرید و همچنین به دنبال تجهیزات در محیط اطراف بگردید (داخل بشکه ها و ...) .
در همان اواسط بازی متوجه می شوید که Doom 3: Resurrection of Evil چندان از واقعیت پیروی نمی کند و بیشتر بر پایه قدرت های خیالی شکل گرفته است. شما در طول بازی می توانید از قدرت های گوناگونی استفاده کنید که شاید حالتی تکراری داشته باشند. برای مثال برای لحظاتی می توانید زمان را آهسته کنید یا با یک ضربه دشمنان را از پا در آورید. در اواخر بازی نیز قدرتی به شما داده می شود که شما را فنا ناپذیر و صد البته شبیه یک ماشین کشتار می کند. باید سعی کنید از قدرت های جهنمی خود به درستی استفاده کنید، مثلا مواقعی که مانند نسخه اصلی Doom3 ناگهان سیل دشمنان به سوی شما می آیند و دیگر اسلحه های معمولی چندان کاربردی ندارند. در Resurrection of Evil دشمنان بیشتری از جهنم به سوی شما فراخوانده شده اند و با دشمنان بیشتری روبرو هستید. همچنین شاهد غول هایی قوی تر خواهید بود که به کسی امان نمی دهند. به جز موارد ذکر شده حالت چند نفره بازی نیز بهبود بخشیده شده است.
همانطور که معلوم است گرافیک بازی هنوز مانند قبل خود بی عیب و نقص است و در کل تغییر چندانی نکرده است. صدا ها نیز مانند گرافیک وضعیت قبلی خود را حفظ کرده اند و هنوز همان کیفیتخود را حفظ کرده است. Doom 3: Resurrection of Evil بازی ای است که شما می توانید آن را در زمانی بین 5 تا 10 ساعت تمام کنید. در این نسخه بازی عمیق تر از قبل خود شده و جذاب تر است
امروز میخوام بازی سل فکتور رو براتون نقد کنم
بالاخره بعد از مدت ها بازی Cell Factor:Revolution عرضه شد و ماهم اونو نصب کردیم.این بازی که از مدت ها قبل تبلیغات زیادی براش شده بود در ابتدا دموی تکنیکیی بود برای نشون دادن قدرت پردازش فیزیکیه کارت های فیزیک AGEIA که بعد از استقبال فراوان از دموی مربوطه شرکت IMMERSION تصمیم به ساخت یک بازی کامل بر اساس اون کرد که نتیجه اس همین بازی CF:R هستش.این بازی هم مثل TD:U یک بازی ONLINE و تحت شبکه هستش که مراحل تکنفره ای هم به منظور اشنایی بازی باز با سیستم گیم پلی در خود داره.یعنی بازی دارای یکسری مود مثل مود های بازی کانتر استرایک(CZ) و یکسری مپ مختلف هستش و داستانی در CF:R وجود نداره

شما در ابتدای هر مرحله یکی از مود ها و سپس یکی از نقشه های بازی رو انتخاب کرده و بعد از لودینگ فوقالعاده طولانی بازی با انتخاب یکی از سه شخصیت BISHOP(که از هیچ سلاحی در مبارزات استفاده نمیکنه و تکیه بر قدرت های فوق العادهه فیزیکیش داره و میتونه همه چیز رو با قدرت هاش درب و داغون کنه) و GURDIAN(که بهره زیادی از قدرت های فیزیکی نبرده و تمایل شدیدی به استفاده از سلاحهای سنگین اونهم دوتاییش رو داره و البته میتونه از مشت قدرتمندش برای پرتاب اشیا و یا از پرش های فوق بلند و کوبیدن پاهاش بر روی زمین برای ایجاد موجی سهمگین که همه چیز رو به اطراف پرت میکنه استفاده کنه) و BLACK OPS (که چیزی مابین گاردین و بیشاپ هستش و انتخاب مناسبی برای تازه واردانه) وارد بازی میشید.تنها فرق بخش تک نفره با مولتی پلیر در هدایت NPC ها(کارکتر های غیر قابل بازی) توسط هوش مصنوعی هستش.برای همین بازی بعد از مدتی کوتاه در بخش تکنفره اسیر تکرار میشه و شدیدا خسته کننده میشه(مگر برای تمرین بخش چند نفره). نکاتی که باعث تشویق من به ادامه بازی میشن اول فیزیک مافوق تصور بازیه که هر بازی بازی رو اهم از اماتور و یا حرفه ای حیرت زده میکنه.محیط بازی میشه گفت ۱۰۰٪ تخریب پذیره و همه ابجکت ها که تعدادشون در هر مپ ممکن به چند هزار تا هم برسه!!!نسبت به انفجار,شلیک و توانایی های فیزیکی کاراکتر ها عکس العمل نشون میدن اونهم به طبیعی ترین شکل ممکن!!!!!برای استفاده از نهایت قدرت فیزیک بازی نیاز به یک کارت فیزیک AGEIA خواهید داشت وگرنه بار سنگین پردازش فیزیک(هر چند که در صورت نبود کارت فیزیک از موتور بازی از این باز کم میکنه) به عهده CPU گذاشته میشه که طبیعتا به هیچ وجه کیفیت حالت استفاده از کارت فیزیک رو نداره.در ضمن با توجه به گرافیک فوق العاده CF:R این نبود کارت فیزیک بر روی سیستم باعث افت شدید سرعت فریم میشه(لا اقل بر روی سیستم من که اینطور بود.به طوری که مجبور به کم کردن از حجم گرافیک بازی شدم).گرافیک بازی بعد از فیزیک به یاد ماندنی و فوقالعاده بهترین بخش CF:R هستش.موتور بازی که REALITY ENGINE نام داره از جمله قویترین موتورهای ساخت بازی بر اساس DirectX9.0C هستش.گرافیک در CF:R بیداد میکنه!!!

استفاده از تکنیک های کاملا به روز در موتور CF:R باعث زیبایی زائدالوصف اون شدند.تکنیک هایی مثل HDR بینقص,PER-PIXEL MOTION BLUR فوقالعاده,VOLUMETRIC LICHTING و نورپردازی و سایه زنی های کاملا پویا به همراه چرخه کامل شب و روز همهگی باعث شدند این بازی از نظر گرافیک حتی از موتور قدرتمند و معروف شرکت EPIC یعنی UE3.0 (موتور بازی فوق زیبای GEARS OF WAR)هم بالاتر قرار بگیره!?!!و به معنای واقعی یک بازی نسل بعد به حساب بیاد.(البته از لحاظ طراحی مراحل و گرافیک هنری CF:R به هیچ وجه به GOW نمیرسه و از لحاظ برتری تکنیکی هم فقط تا قبل از اومدنه بازی پر سرصدای شرکت CRYTEK یعنی CRYSIS میتونه بهترین باشه)با این حال بازی بر روی سیستم من واقعا دچار مشکل بود و سرعت فریم در اکثر موارد از ۲۰-۲۵ بالاتر نمیومد تا اینکه مجبور شدم قید HDR رو بزنم و تازه از دقت بافت ها و گرافیک کلی هم کم کنم.دلیل این امر هم نداشتن کارت فیزیک بر روی سیستم منه.چون CPU من از پس انجام همزمان پردازش فیزیک و اجرای روون بازی بر نیومد وگرنه رم و کارت گرافیکی من مشکلی در اجرای بازی نداشتند.پس اگر شما هم مثل من شیفته مشاهده فیزیک قدرتمند بازی هستید پیشنهاد میکنم قبل از هر کاری (اگر سیستمی قوی برای اجرای بازی در اختیار دارید) اقدام به خرید یک کارت فیزیک بکنید و توجهی به مسئله موفقیت یا عدم موفقیت این کارت ها نداشته باشید. در اخر اگر توان سخت افزاری اجرای CF:R رو ندارید زیاد ناراحت نباشید چون چیز خاصی رو بغیر از فیزیک و گرافیک زیبا از دست نمیدید.زیرا این بازی نه گیم پلی مناسبی برای بازی تکنفره ارائه میکنه و نه داستانی رو.منهم اگر علاقه ام به مشاهده تکنیک های جدید در ساخت بازی ها نبود این بازی رو تا الان دیگه رها کرده بودم.خلاصه با مشاهده فیزیک CF:R دریافتم که شاید زمان استفاده سخت افزاری برای پردازش فیزیک فرا رسیده باشه.هرچند به شخصه خواهانه استفاده از ابتکار شرکت NVIDIA در همراه کردن کارت 8800 با سیستم پردازش فیزیک هستم.اما لاجرم فعلا مجاب به خرید یک کارت فیزیک AGEIA هستم تا ببینیم بزرگان سخت افزار چه خوابی برای ما بازیبازان بیچاره دیده اند...

بالا خره capcom عنوان زیبای دیگری بعد از کنسول ها برای PC عرضه کرد.این بازی زیبا lost planet نام داره که بصورت انحصاری برای XBOX 360 مایکروسافت و توسط شینجی اینافونه ساخته و منتشر شده بود و حالا چند وقتی هست که برای PC منتشر شده.


بالا خره capcom عنوان زیبای دیگری بعد از کنسول ها برای PC عرضه کرد.این بازی زیبا lost planet نام داره که بصورت انحصاری برای XBOX 360 مایکروسافت و توسط شینجی اینافونه ساخته و منتشر شده بود و حالا چند وقتی هست که برای PC منتشر شده.اینافونه دو بازی رو برای 360 ساخته که اولیش dead rising نام داره که بازی اکشن بزن و بکوب ولی بسیار زیبایی با موضوع معروف کپکام یعنی زامبی ها ولی بصورتی نسبتا طنز هستش!!! و تا کنون بصورت انحصاری مونده.البته با توجه به نوع گیم پلی اون بازی امری طبیعیه.اما دومین بازی یعنی همین بازی مورد بحث ماست.این عنوان هم به مانند dead rising از موتور اختصاصی کپکام که بر مبنای رندر وار(اینو مطمئن نیستم) گسترش یافته ساخته شده و بازم به مانند اون بازی گرافیک بسیار خیره کننده ای داره که بهش میپردازیم.

ابتدا مبحث داستان مطرح میشه.LP با دمویی زیبا که مثل بقیه دمو ها بصورت همزمان و با گرافیک خود بازی رندر میشه شروع میشه که بصورت اجمالی به معرفی کلیت دنیای بازی میپردازه اما ناگهان قهرمان داستان ما که VAYNE نام داره درمیانه دمو وارد کارزار میشه وبا یکی از روبات های پیشرفته بازی که VITAL SUITE یا به اختصار VS نامیده میشن جان سربازی رو نجات میده.در انتهای دمو و بعد از ازبین بردن تعدادی از موجودات بازی که آکرید نام دارند با وین و پدرش و گروه سربازان با بزرگترین آکرید و غول اخر بازی به اسم Green Eye روبرو میشن که در این درگیری همه کشته میشن و پدر وین هم درهنگام نجات جان وین کشته میشه.داستان بازی بصورت کلی درمورد سیاره یخ زده ای هستش که انسان ها به اون راه پیدا کردند.دمای این سیاره بقدری پایین هستش که بعد از مدت کوتاهی باعث مرگ انسان ها میشه اما انسان ها با کشف دلیل زنده ماندن آکرید ها یعنی ماده زرد رنگی که در نقاط مختلفی از بدنشون قرار داره و thermal energy نامیده میشه اقدام به استخراج این ماده از بدن اکرید ها میکنند.برای این عمل هم راهی نیست جز کشتن اکرید ها.وین هم بعد از اون حادثه درحالی که رو بمرگ در vs خودش گیر افتاده توسط عده ای از دزدان برفی خوب نجات پیدا میکنه.در حالی که بغیر از مرگ پدرش بدست green eye چیز دیگه ای رو بیاد نمیاره.از اینجا به بعد کنترل وین بدست شما سپرده میشه تا داستان بازی پی ببرید.در کل داستان بازی خوب هستش خصوصا در ابتدا که بسیار درگیر کننده بنظر میرسه اما از اواسط بازی به بعد وارد موضوعاتی میشه که بیجهت داستان رو میپیچونن!! اما اگر از این نکته صرفنظر کنیم LP داستان گیرایی داره.

بیشک گیم پلی LP جزوء نکات برجستش محسوب میشه.در همون ابتدای بازی با کلیدی ترین عنصر گیم پلی یعنی ترمال انرژی که نشانگرش بصورت مداوم در حال کم شدنه مواجه میشید.برای بدست اوردن این فاکتور مجبور به از بین بردن اکرید ها هستید تا ماده زرد رنگی رو که از کشتنشون به جا میمونه رو استفاده کنید.در صورت صفر شدنه درجه ترمال انرژی خط سلامتی شما به ارامی شروع به کم شدن میکنه ولی در صورتی که ترمال انرژی در حد مطلوبی باشد و در صورتی که ضربه ای از دشمنان بازی با مصرف بیشتر این فاکتور میزان سلامتی شما باز میگرده.این موضوع باعث بوجود اومدن محدودیت در گشت و گذار در محیط بازی شده ولی از اون طرف ریتم بازی رو بسیار سریع و نفس گیر کرده.دشمنان شمارو دزدان برفی بد و آکرید تشکیل میدن.تنوع این موجودات در بازی قابل ستایشه بطوری که از موجودات پرنده کوچک تا غول های چند ده متری رو شامل میشوند!!!سیستم مبارزات بازی هم بسیار خوب طراحی شده هرچند مشکل کندی حرکت نشانگیر هدف و عدم تسلط کافی بر روی اون طوری که دیدن زیر پا یا بالای سر رو غیر ممکن میکنه قطعا بزرگترین ضعف این بخش هستند.ولی خود گیم پلی خصوصا در ابتدا بسیار زیباست.مخصوصا استفاده از طناب شلیک شونده برای پرش های بلند که اون هم علی رقم داشتن برخی از مشکلت بسیار جالبه.بزرگترین نقطه قوت این بخش مبارزه با غول ها یا همون باس فایت ها هستند.این مبارزات بسیار عالی طراحی شدن و خصوصا برای اونهایی که موقع بازی کردنه بازی فوق زیبای سایه کلوسوس ارزوی داشتن اسلحه میکردن بسیار جذاب خواهد بود!!!تنوع اسلحه ها خوب هستش اما جالب ترین و کارامد ترین اسلحه های بازی همانا VS ها هتند که در خیلی از اوقات خصوصا در باس فایت ها قابل هدایت هستند.این روبات های زیبا امکانات بسیار بدرد بخوری دارند.مثلا بعضی قابلیت پرش های بلند دارند و بعضی بصورت جت اسکی در میان و بعضی برای مدتی میتونن پرواز کنن و غیره.. ضمنا تغریبا همه این روبوت های هدایت شونده توانایی حمل دو سلاح سنگین رو دارند.هوش مصنوعیه دشمنان اکثرا در سطح پایینی هستش خصوصا دزدان برفی که ازشون انتظار هوش انسانی میره اما باس ها هوش مصنوعیه بهتری دارند.در کل گیم پلی بازی بسیار خوبه خصوصا برای طرفداران اکشن محض.میرسیم به ستاره تابناک LP یعنی گرافیک و صدا.صدا گزاری طبق معمول کارهای کپکام بسیار عالی هستش.اونهایی که RESIDENT EVIL و یا همین DEAD RISING رو دیدن حرف منو تایید میکنن.صدای برخورد گلوله با ابجکت های مختلف و صداهای محیطی و غیره به بهترین نحو ممکن شبیه سازی شده اند.دوبله بازی هم بسیار عالی انجام شده و احساس خوبی رو منتقل میکنه

گرافیک بازی هم مثل DEAD RISING خیره کنندست.با وجود اینکه تعداد ابجکت ها و NPC ها(کاراکتر های غیر قابل بازی از دوست یا دشمن) به تندازه DR نیست ولی از لحاظ جلوه های دیگه خصوصا شبیه سازی برف بسیار زیبا کار شده.البته تعداد NPC های این بازی هم به هیچ وجه کم نیست و بعضا کثرتشون باعث افت فریم میشه!!!بافت ها بسیار دقیق طراحی شده ودارایکیفیت فوقالعاده ای هستند.افکت های سنگینی مثل موشن بلور عالی و HDR و سلف شادویینگ هم در LP با دقت بکار رفته اند.


تا اونجایی که من دیدم باید قید ANTI ALIASING رو زد ولی به نظر من HDR ارزشش خیلی بیشتر از این حرف هاست خصوصا در بازتاب نور از سطوح که با تکنیک های قدیمی تر قابل مقایسه نیست!زیباترین بخش گرافیک هم بیشک جلوه ذرات و انفجار های فوق تصور اونه.خصوصا انفجارها که بعضا خیره کننده هستند!!!با تمام این اوصاف باید بگم که همه این تعاریف بر اساس تجربه من از گرافیک بازی روی Directx9.0c بود و شما خودتون زیبایی اجرای این گرافیک روی DX10 رو تصور کنید.بله LP از DIRECTX 10 هم پشتیبانی میکنه و در صورت داشتن سیستمی قدرتمند و کارت گرافیکی سری 8 از NVIDIA یا سری X2XXX از ATI میتونید از گرافیک نسل بعد تره LP لذت ببرید.البته باید اعتارف کرد که گرافیک LP به عناوین فوق بزرگی چون بازیه منتشر نشده و غول گرافیکیه نسل بعد(رجوع شود به مقاله ای با همین نام در همین وبلاگ) یعنی CRYSIS و بازی فوق العاده EPIC GAME یعنی GEARS OF WAR که اونهم برای 360 منتشر شده و بزودی برای PC هم منتشر خواهد شد (البته تاریخی برای انتشار نسخه PC اعلام نشده) نمیرسه ولی بازهم بنظر من تا به الان بهترین گرافیک رو در بین بازی های PC داره!!!حتی نسبت به RS:VEGAS که علی رقم استفاده از موتور بازی GEARS OF WAR بخاطر نداشتن اگاهی زیاد روی این موتور قدرتمند باز هم گرافیک LP خصوصا از جنبه هنری سرتر هستش.البته وگاس جزو سه بازیه برتر(به همراه COH) دومین بازیه PC از نظر گرافیک هستش.ضمنا فیزیک بازی هم خوب هستش و خیلی از ابجکت ها که البته کاملا مشخص هستند قابل تخریب ستند ولی متاسفانه برای جلوگیری از افت فریم بعد از تخریب این ابجکت ها محو میشن.با این اوصاف خصوصا در هنگام انفجار های بزرگ بازی دچار افت سرعت فریم میشه که بنظر من بزرگترین نقطه ضعف گرافیک بازی محسوب میشه اما این مشکل هم تنها در صحنه هایی که جزییات بیداد میکنند بچشم میخوره و درصورت داشتن سیستمی قوی میتونید از گرافیک فوقالعاده LP لذت ببرید.

در اخر باید بگم شینجی اینافونه و کپکام بازیه بزرگی ساختند که خصوصا برای علاقه مندان به اکشن های بیوقفه بسیار جذاب هستش.بنظر من منتظر عناوین بسیار بزرگتری از این بازیساز و شرکت بزرگ تحت عناوینی چون DEAD RISING 2 و شاید LOST PLANET 2 باشید.من که امیدوارم همینطور بشه...
Medal of Honor: Pacific Assault - مدال افتخار : نبرد در اقیانوس آرام آخرین نسخه از سری بازی های بسیار مطرح و پرطرفدار کمپانی Dreamworks با نام "مدال افتخار" که نسخه های مختلف آن برای کسنول های پلی استیشن 1 و 2، ایکس باکس و کامپیوتر عرضه و با فروش و استقبال بی نظیری رودررو گشته است.
مدال افتخار داستان مبارزات پرهیجان جنگ جهانی دوم است که در هر نسخه با داستان و فیلم نامه ای زیبا و گرافیکی بی نظیر ارائه شده است.
در این نسخه از بازی جنگ امریکا و ژاپن را شاهد هستیم .
این نسخه از بازی توانست به دلیل گرافیک و جذابیت بالای بازی نمره عالی و فوق عالی را در نزد بسیاری از منتقدان نقد بازی دنیا کسب کند.در این بازی بسار زیبا و جذاب شما انواع و اقسام سلاح های جنگی و روش های صحیح جنگ استراتژیک را در قالب تیمی متحد احساس می کنید. این بار به صورت کاملا فارسی و دوبله شده که توسط یکی از شرکتهای ایرانی به این صورت بازگردانی شده است.
Half-Life 2 - نیمه جان 2
بازی اکشن بسیار مطرح Half-Life برای نخستین بار در سال 1998 با عرضه خود توانست شوک عظیمی را در دنیای بازی های رایانه ای به ارمغان آورد و همگان را مجدوب داستان و گرافیک فوق العاده در آن زمان کند. این داستان ادامه می یابد تا زمان عرضه نسخه دوم از بازی مطرح Half-Life فرا رسید و این بار باز همانند قبل انقلابی دوباره در جریان بازی های رایانه ای بلکه بسیار پرسر و صداتر و پرهیاهوتر به پا کرد به گونه ای که منتقدان مطرح بازی های رایانه ای را به اقرار در مورد زیبایی بی نظیر و بی سابقه این بازی واداشت. وب سایت مطرح PC Gamer در نقد خود در مورد این بازی آن را برترین بازی ساخته شده در دنیا تا به آن روز نامید ! وبسایت نرم افزاری مطرح GameSpot ضمن تقدیر از گرافیک فوق العاده این بازی، آن را یکی از برترین بازی های تاریخ رایانه نامید و مدال طلای منتقدان خود را تقدیم آن کرد و نمره فوق عالی خود را به آن داد. مجموع جوایزی که کمپانی Valve در سال 2004 از سوی منتقدان و مجمع های مطرح بازی های رایانه ای از آن خود کرد از مرز 50 نیز گذشت و آماری دست نیافتنی از خود به جا گذاشت. شما در این بازی نقش محقق دانشمند گوردون فریمن که می بایست دنیا را از شر خطراتی که آن را تهدید می کند نجت دهد. این بار به صورت 
کاملا فارسی و دوبله شده که توسط یکی از شرکتهای ایرانی به این صورت بازگردانی شده است.
The Punisher - مجازاتگر بازی اکشن بسیار زیبای مجازاتگر عرضه شده در سال 2005 که با استقبال بی سابقه ای از سوی طرداران بازی های رایانه ای مخصوص ژانر اکشن روبرو شد. این بازی در سبک بازی های محبوبی همچون Max Payne, Hitman و دیگر بازی های اشکن مدرن است.
شما در طی این بازی اکشن و هیجان را همراه با تمامی فنون اصلی اکشن که در بازی های رایانه ای با آن آشنا شده اید از درگیری های خیابانی تا کاربا سلاح های مختلف آشنا خواهید شد. این بار به صورت کاملا فارسی و دوبله شده که توسط یکی از شرکتهای ایرانی به این صورت بازگردانی شده است.
خیلی ها عرضه بایوشاک را آغاز عرضه بازی های خفن امسال می دانند.
بایوشاک بدون شک یکی از بهترین بازی های اول شخص امسال است.
بایوشاک یک داستان علمی تخیلی تاریک را روایت می کند که در دهه ۱۹۶۰ رخ می دهد.
ابتدای بازی هواپیمای شما به دلایلی در اقیانوس سقوط می کند و شما تنها بازمانده آن هستید که در میان اقیانوس دروازه راه یافتن به یک شهر زیر آبی به نام رپچر را می یابید.
با ورود به رپچر متوجه می شوید این شهر توسط کسانی ساخته شده که دوست داشتند آزاد زندگی کنندو از قید هر گونه دولت یا ملیت خلاص شوند.
همه چیز را در رپجر علم تعیین می کند.
درطول بازی از مناطق مختلف شهر رپچر بازدید می کنید که همه شان دیگر خرابه و متروکه شده اند در این میان طراحان هنری بایوشاک اوج هنر خود را نشان می دهند.
همه چیز در شهر رپچر با دقت و ظرافت طراحی شده,هيچ دو اتاقي شبيه به هم نيستند و اصولا هيچ وقت منظره هاي يك جور در بازي نمي بينيد و اين شهر هفت بخش دارد.
بايوشاك يك اكشن نقش آفريني اول شخص است.
تعداد آيتم هايي كه بر مي داريد زياد هستند و پس از كشتن هر كسي مي توانيد او را بگرديد.
با اين كه چيزي به نام تراز گرفتن براي شخصيت شما وجود ندارد اما لباس شما طوري است كه مي توانيد آپگريدهاي مختلف روي آن نصب كنيد, تعداد آپگريدها زياد هستند و معمولا بايد از بين آنها تعداد محدودي را برگزينيد .
در رپچر علم به درجه اي رسيده كه مي تواند ژن انسان ها را تغيير بدهد اين تغيير باعث مي شود تا شما قابليت هايي نظير جادوهايي كه در بازي نقش آفريني استفاده مي شود داشته باشيد.
مثلا مي توانيد با دست خود آتش برق يخ و...به دشمن ها بزنيد.
بعضي وقتها هم استفاده از اين قدرتها براي رد شدن ازي يك معما و رفتن به قسمت بعدي شهر لازم است.
روند بازي تا حدودي ساده است دشمن ها كه همان مردم ديوانه شهر هستند معمولا به سرعت از پا در مي آيند و شما هم هيچ وقت نمي ميريد بلكه با تمام شدن انرژي سر از چنبره هاي احيا در خواهيد آورد.
تنها مشكل شما در كل بازي بيگ ددي ها هستند تعداد بيگ ددي هاي هر مرحله را در منو نوشته شده و خوشبختانه تا به آنها حمله نكنيد با شما كاري ندارند.
بيگ ددي ها نقش محافظ دخترهاي كوچك جهش يافته شهر را دارند كه براي زنده ماندن بايد از انرژي عجيب مردم شهر كه ADAM نام دارد استفاده كنند.
پس از كشتن بيگ ددي ها مي توانيد دختر بچه هاي شيطاني جهش يافته را آزاد يا از انرژي ADAM آنها برداشت كنيد.
بازي به نسبت ديگر بازي هاي اول شخص طولاني است البته به خاطر تغيير كردن محيط ها به هيچ وجه يك نواخت و خسته كننده نمي شود.بايوشاك از موتور پايه آنريل 3 بهره گرفته و هر كس GEARS OF WAR را ديده باشد احتمالا مي تواند حدس بزند با چه صحنه هاي سه بعدي زيبايي رو به رو خواهد شد.
از نظر هنري و گرافيكي بايوشاك نمره عالي مي گيرد.
بايوشاك براي كساني كه اهل بازي هاي اكشن اول شخص هستند يكي از بايدهاست.
مدتی بود افتخار نداشتیم یک بازی جنگ جهانی دوم دیگر را بازی کنیم.
بعد از COD3 ديگر سر وصداي اين بازي خوابيده بود.
اما مدال افتخار جديد كه AIR BORNE لقب گرفته بار ديگر خاطرات ما را از جنگ جهاني دوم و نبردهايش زنده كرد.
تقريبا هر بار كه مي خواهيد اول ماموريت از هواپيما پايين بپريد اتفاق جالبي مي افتد.
البته سر و صداي اطراف و ديدن سربازان ديگر كه هر كدام حرفي مي زنند و كاري مي كنند هم خالي از لطف نيست.
چند سالي بود مدال افتخار در برار COD كاملا رقابت را واگذار كرده بود.
با AIR BORNE بار ديگر لحظات خوب شما در سري مدال افتخار زنده مي شود.
مراحل با اينكه خيلي سعي كه باز به نظر بيايند اما به شدت خطي هستند و كماكان بايد دنبال پيكان و قطب نمايي كه مكان ماموريت بعدي را نشان مي دهد راه برويد.
البته اين چيزها هيچ كدام بد نيستند. به اين معني كه روند بازي آنقدر خوب هست كه با وجود تكراري بودن باز هم لذتبخش باشد و هيجان بودن در يك ميدان نبرد را در شما زنده كند.
مدال افتخار هميشه در خلق كردن و شبيه سازي ميدان نبرد موفقتر از ديگر بازي هاي جنگ جهاني بوده.
اگر دقت كنيد متوجه مي شويد كه چقدر كلمات با حركت دهان شخصيت ها سينك هستند.
از نظر گرافيكي بازي هيچ كم كسري ندارد اما مي توانست بهتر از اين هم باشد.
ايراد بسيار بزرگي كه مي توان به آن گرفت و تقريبا در همه نقدها به آن اشاره شده نبودن يك فيزيك درست و حسابي در AIR BORNE است.
با وجود انفجارهاي چشمگير و تعداد زياد ذراتي كه در هوا پخش و پلا مي شوند اما هيچ تغييري روي بلوكه هاي سنگي كنار اين انفجارها ديده نمي شود.
دشمن ها مطابق معمول از هوش مصنوعي خوبي بر خوردار نيستند.
مدال افتخار AIR BORNE بازي خوبي است. با اينكه عيب و ايرادهايي هم دارد ولي روند بازي آنقدر خوب است كه همه اين چيزها را فراموش كنيد.
طبق معمول مدال افتخار يك شبيه ساز جنگ خوب است و مطمئنا AIR BORNE از دو سه شماره اخير مدال خيلي بهتر از كار در آمده.
امسال Ubisoft بازی های زیاد و بسیار موفقی را روانه ی بازار کرد و بعد از EA که در سال قبل رکورددار بهترین فروش در سال شناخته شد مقام دوم را از آن خود کرد . Ubisoft در همه ی زمینه ها و در هر سبکی بازی های مختلفی را به بازار ارائه داده است . از اکشن اول شخص و سوم شخص گرفته تا بازی های ماجرایی و جاسوسی . همانطور که همه می دانید نسخه ی پنجم و پر سر و صدای بازی MOH : Airborne تا چند وقت دیگر وارد بازار می شود . از این رو Call Of Duty 3 نیز اینطور که گفته شده دیگر برای PC منتشر نمی شود . هر چند که در سایت های زیادی نظر سنجی های مختلفی گذاشته شده تا Avtivision قانع شود این بازی را هم برای PC منتشر کند اما اگر قرار بود این بازی منتشر شود خیلی قبل پیش خبرش در بوق و کرنا بود ! فرصت بسیار خوبی برای Ubisoft پیش آمده تا بالاخره ناکامی های BIA را تمام کند و پا به عرصه ای جدید در بازی های کامپیوتری با مضمون جنگ جهانی بگذارد . البته از این فرصت گرانبها شرکت های بازی سازی دیگر هم می توانند به نحو احسن استفاده کنند .
کمی در مورد Brothers In Arms :
به جرئت می توان BIA را یک بازی شکست خورده ( البته نه به تمام معنا ) در مقابل COD نامید . زیرا در نظر سنجی ها به عمل آمده نشان داد که حداقل BIA در مقابل COD حرفی برای گفتن ندارد . نسخه ی شماره ی یک این بازی با نام BIA : Road To Hell 30 روانه ی بازار شد . ضعف های موجود در گرافیک و کنترل بازی باعث شد که این بازی طرفداران اندکی را دور خود جمع کند . انتقاد های زیادی که از این بازی شد باعث شد تا نسخه ی دوم این بازی با نام BIA : Earned In Blood کمی ناکامی ها نسخه ی پیشین را جبران کند . در نسخه ی دوم گرافیک بازی تا حدودی بهبود بخشیده شده بود و کنترل بازی نیز کمی قابل تحمل تر بود . اما به هر حال باز هم این بازی نمی توانست رقیبی جدی برای COD 2 باشد و Activision با COD 2 زهر چشمی درست و حسابی از Ubi گرفت . مدت ها گذشت تا اینکه در E3 پارسال خبر از ساخت نسخه ی سوم این بازی با نام کامل Brothers In Arms : Hell's Highway داده شد . در نگاه اول به نظر نمی آمد که نسخه ی سوم این بازی بتواند چنگی به دل بزند اما بعد از معرفی نسبتا کوتاه این بازی در E3 و پخش دموها و گیم پلی بازی مشخص شد که Ubi تدابیری بسیار دقیق اندیشیده تا اینبار لااقل در مقابل Airborne متحمل شکست سختی نشود .
روند بازی :
شاید بعد از گرافیک بازی بیشترین تغییرات در این نسخه در روند بازی رخ داده . روند بازی به طور نسبتا کلی تغییر کرده و بسیار روان تر از نسخه های پیشین است . شما باید بازی را با دو شخصیت به نام های Matt Baker و Joe Hartsosc ادامه دهید که نکته ی جالب اینجاست که بازی را با هر کدام که دوست دارید می توانید انجام دهید ! چیزی شبیه به بازی کوماندوز . بازی درست در منطقه ای به نام Veghel در کشور هلند در 22 سپتامبر سال 1944 اتفاق می افتد . هنگامی که شما و یارانتان به همراه چندین کامیون دیگر در حال عبور از یک خیابان هستید ناگهان بمبی به وسیله ی یکی از هواپیماهای دشمن به کامیون شما اصابت می کند و اینجاست که شما باید بازی را شروع کنید . نام اولین مرحله ی بازی نیز Black Friday است . یکی دیگر از نکات جالب و جدید در روند بازی قابلیت Coach Team است . بدین ترتیب که شما می توانید در بازی به یاران خود فرمان دهید تا به هر منطقه ای که شما می خواهید بروند و آنجا را تحت پوشش خود قرار دهند . از دیگر نکات مثبت و جالب این است که هنگامی که مثلا یکی از یاران شما ضخمی می شود و بر روی زمین می افتد شما می توانید او را بلند کرده و به پشت سنگر و یا هرجای دیگر که قابل اطمینان باشد ببرید و منتظر پزشک یار شوید تا بیاید و او را معالجه کند . در حقیقت شما نباید یاران ضخمی خود را به این امید که خواهند مرد ول کنید . در بعضی از مراحل شما باید به صورت تخریبی عمل کنید و به نوعی دشمن را غافل گیر کنید و هرچه سریع تر آنها را از بین ببرید . اما در بعضی دیگر از مراحل باید حساب شده و دقیق به جلو بروید چون ممکن است هر لحظه از پشت پاتک بخورید !
فیزیک بازی :
از دیگر نکات مثبت در این بازی فیزیک خوب و قابل تحسین آن است . چیزی که در نسخه های قبل به صورت بسیار مبتدیانه شاهد آن بودیم . در این نسخه شما می توانید تقریبا به هرچیزی شلیک کنید و بعد از شلیک آثار گلوله های خود را برروی آن مشاهده کنید . مثلا اگر به یک جعبه شلیک کنید آن جعبه به طرز بسیار زیبایی تکه تکه می شود . و یا هنگامی که با نارنجک دیواری را تخریب می کنید به قدری تکه های آجر طبیعی به این طرف و آن طرف پرت می شوند که شما را مجذوب خود می کنند . انفجار تانک های نیز در بعضی از دموها که مشاهده شد بسیار زیبا و طبیعی جلوه می کنند .
گرافیک بازی :
گرافیک بازی اصلا با دو نسخه ی قبلی قابل قیاس نیست . گرافیک بازی به قدری بهتر و زیباتر شده که تا دموها و و گیم پلی این بازی را نبینید نمی توانید قضاوت کنید . می توان گفت گرافیک این نسخه کمی شبیه به Airborne می باشد البته اینطور که شنیده شده از فناوری های جدید Airborne مانند Light Map نیز پشتیبانی می کند .ظرافتی که در این نسخه در گرافیک بازی مشاهده شده نشان از این می دهد که بازی برای اجرا نیاز به سیستم فوق العاده قوی دارد . مثلا شما وقتی که در حین انجام یک ماموریت هستید از دور می توانید مناطق دیگری نیز که در آن درگیری وجود دارد را نیز مشاهده کنید و صداهای انفجار و دودهای حاصل از آنها به خوبی از دور قابل مشاهده هستند و این نشان از محیط وسیع BIA 3 که دارای موتور گرافیکی بسیار قوی است می دهد . آن طور که شنیده شده گرافیک این بازی همانند Airborne وارد نسل جدید و تازه ای از دوران گرافیک در بازیهای رایانه ای خواهد شد. شعله های آتشی که پس از انفجارها نیز به وجود می آیند به قدری طبیعی هستند که شما گرمای آتش را از پشت مانیتور احساس می کنید ! یکی دیگر از نکات مثبت گرافیک این است که مثلا وقتی به صورت یکی از یاران شما شلیک می شود دقیقا همان ناحیه ای که شلیک شده خونی می شود و یار شما بر روی زمین می افتد که در این حین شما می توانید با زدن یکی از دکمه ها حالت Slow Motion را به وجود بیاورید و از افتادن یار خود بر روی زمین جلو گیری کنید . از دیگر نکات مثبت بازی باقی ماندن جنازه ها بعد از کشته شدن بر روی زمین است . که در COD شاهد آن نبودیم . جنازه ها پس از مدتی از روی زمین محو می شدند . در کل BIA 3 در بخش گرافیک تغییرات زیادی را پذیرفته که این امر شاید در موفقیت این بازی دو چندان دخالت کند .
کنترل بازی :
کنترل بازی در نسخه های پیشین کمی آزار دهنده بود . اما در این نسخه کمی از این مشکلات حل شده البته نه به طور کامل . اینطور که در سایت های خبری آمده بود کنترل BIA 3 با بازی ، World War II مقایسه شده بود که هرچند این بازی یک بازی جدید به حساب نمی آید اما دارای کنترل روان و ساده و خوبی بود . به هر حال در این باره باید منتظر نشست و منتظر نسخه ی اصلی بازی شد .
صداگذاری :
البته اینکه در بازی های جنگی یکی از عناصر مهم صدا است هیچ شکی نیست و باز هم هیچ شکی نیست که صداهای موجود در بازی های جنگی گاها شبیه به هم هستند و نباید انتظار وجود صداهای جدید در این سبک بازی ها باشیم . BIA 3 نیز از این قاعده مستثنا نیست . صدای اسلحه ها ، انفجار ها ، تانکها ، هواپیماها و ماشین ها چیزی شبیه به نسخه ی دوم این بازی است البته با کمی تفاوت . منظور از تفاوت این نیست که صدا عوض شده باشند . بلکه این است که صداها در جای درست و مناسب خود به کار برده شده اند .
نکات مثبت بازی :
بازی دارای نکات مثبت زیادی است هر چند که نکات منفی هم کم ندارد ! اما به هر حال مثبت بر منفی چیره شده ! اگر بخواهیم تک تک از نکان مثبت بازی نام ببریم می توانیم به روند بازی که به مقدار چشمگیری تغییر کرده اشاره کنیم . همچنین فیزیک و گرافیک بازی نیز بسیار بسیار بهتر شده اند که الحق به دور از انصاف است که جز نکات مثبت به شمار نیایند . البته سعی کردم نکات مثبت را از بین نکاتی انتخاب کنم که نسبت به نسخه های پیشین بهتره شده اند .
نکات منفی بازی :
شاید نتوان گفت کنترل بازی در حد بسیار عالی قرار دارد اما نمیتوان هم گفت که کنترل بازی افتضاح است . درسته که کنترل بازی نسبت به نسخه ی قبلی کمی پیشرفت کرده اما شاید برای یک بازی به این بزرگی داشتن کنترلی بهتر می توانست یکی از فاکتورهای مهم این بازی برای موفقیت تلقی شود . همانطور که متوجه شدید در پیشنمای بازی زیاد به هوش مصنوعی اشاره ای نکردم چون زیاد متوجه ی پیشرفتی در این امر نشدم . شایعات زیادی مبنی بر خوب و یا ضعیف بودن هوش مصنوعی در این بازی شده . بعضی ها می گویند که هوش مصنوعی به قدری بالاست که دشمنان شما نسبت به هر عمل شما عکس العملی خاص انجام می دهند ! و بعضی ها هم می گویند هوش مصنوعی پیشرفت چندانی نسبت به نسخه های پیشین نکرده ! به هر حال صحت داشتن این حرف ها به هیچ وجه تایید نشده و تا زمانی که سایت اصلی بازی و سایت های معتبر چیزی را اعلام نکنند نمی توان قضاوت کرد بنابراین در این پیشنما هم سعی کردم در مورد هوش مصنوعی چیز زیادی نگم .
جمع بندی کلی :
نمی توان گفت که BIA 3 می تواند بسیار بهتر از Airborne ظاهر شود و همچنین نمی توان گفت که Airborne برنده ی مطلق این جنگ است . تنها چیزی که مشخص است شانس Airborne بیشتر از BIA 3 است . اما خوب BIA را نباید دست کم گرفت چون از حق نگذریم اصلا نسخه ی سوم این بازی با دو نسخه ی قبلی قابل قیاس نیست و زمین تا آسمان فرق کرده . این بازی قرار بود که در زمستان سال 85 منتشر شود اما برای بررسی های نهایی زمان انتشار آن به تعویق افتاده . تجزیه و تحلیل این دو بازی و مقایسه ی یکدیگر باشد برای بعد از منتشر شدن هر دو بازی . اما اینطور که معلوم است رقابت ، رقابت بسیار سختی است ! ...
منبع:نقد بازی ها -کد تقلب -کنسولها
شروع:بازی اویل،بازی که در ابتدا به دنبال علاقه مندان عام نبود و به دنبال خاصها می گشت.... در همان روزهایی که اولین اویل با زامبیهایش برروی پلی1 دیده شد همه را جذب خود نکرد ولی عده ای که جذب بازی شدند دیگر دست از سر بازی و سریهای بعدی آن برنداشتند بازی که در چندین سبک مختلف انجام می شد.در نگاه اول ساده ولی در درون پیچیده و تو در تو بود.سبکی خاص را نمی توان روی نسخه های اویل گذاشت چون هم فکری ، اکشن هستند و هم ترس و وحشت را درون شما به راه می اندازند. ولی بلاخره یک اویل عمومی ساخته شد اویلی که هم از نظر گیم پلی همه را جذب کرد و هم از نظر خط داستانی و گرافیک عالیش در زمان خود... بله بازی اویل4 بود که سری اویل را بیش از پیش به بازیکنان شناساند و همین مسئله هم باعث شد که سازندگان بازی دلایل موفقیت نسخه چهارم بازی خود را کشف کنند و بعد نسخه پنجمی را در دست ساخت بگیرند که نه تنها مشکلات نسخه قبلی خود را برطرف کنند بلکه طرفداران بیشتری را نیز برای خود جذب کنند
مقدمه:قدش نسبتا بلند است و به نظر در مسیری که می آمد هیچ جایی برای اصلاح صورت خود پیدا نکرده است.آرام مسیرش را ادامه می دهد مسیر روشن است ولی سکوتی عجیب در بین خانه ها کاهگلی وجود دارد. سکوتی که ترس را بیشتر از پیش القا می کند؟؟؟ در چند ماهه اخیر هر کس که از این مسیر گذشته است ناپدید شده است .... پس او در اینجا چه کار می کند؟؟در این سرزمین داغ و سوزان جایی برای او پیدا نخواهد شد...ولی او دست بردار نیست مسیر روبه رویش را ادامه می دهد. ناگهان صداها شکسته می شوند و کلاغهای سیاه به آسمان پر می کشند.مرد با شنیدن صدا به سرعت تفنگ خود را بیرون می کشد و به اطراف خود نگاهی می اندازد.هنوز هم همه جا سکوت برقرار است به جز صداهای غار غار و پر زدن که از بالای سر او می آید چیز دیگری نه دیده و نه شنیده نمی شود. سایه هایی از پشت به او نزدیک می شوند هنوز مرد متوجه آنها نشده است... سایه ها بیشتر می شود و...
داستان:یکی از حسن های سری بازی اویل داستان زیبای این بازی ها است که بسیار دلنشین و عالی است. داستان این بازی هنوز به صورت قطع ویقین معلوم نیست و اصلا داستان این بازی از طرف سازندگان اعلام نشده است ولی حدسهایی با استناد به اطلاعاتی جزئی از بازی می شود زد پس داستان از این قرار است: به دنبال ناپدید شدن افراد زیادی در منطقه ای در آفریقای جنوبی این منطقه به یک راه غیر قابل عبور تبدیل شده است... از همین رو ماموران زیادی به این منطقه برای شناسایی این منطقه رفتند ، هواپیماها و هلکوپترها به خاطر طوفان شن خطرناکی که در این منطقه وجود دارد نمی توانند برای بررسی به این مناطق بیایند از این رو فقط نیروهای زمینی می توانند به منطقه بروند از این رو یکی از زبده ترین مامور از گروهی با نام B S A A( اطلاعات کامل در مورد این گروه در جلوتر گفته میشود) استفاده کردند و او را به این منطقه اعزام کردند ولی بعد از گذشت مدتی هیچ خبری از او شنیده نمی شود.
به دنبال این اتفاق فردی دیگر به نام کریس ردفیلد به این گروه دعوت می شود. فردی که ماموریتهایی خطرناک برای گروه استارز انجام داد و او از گسترش ویروس در شهر راکون سیتی جلوگیری کرد و این شهر را پاک سازی کرد این بار با تجربه تر و با امکانات تر به سمت منطقه مرموز پا می گذارد. در ابتدا همه چیز برای او آرام است ولی هجوم عده ای به او باعث می شود او دست به اسلحه شود و آنها را از پا در بیاورد ... کریس جلوتر جنازه ماموری که به اینجا فرستاده شده است را می بینید.و فردی که در حال صحبت است :" هیچ کس نمی تواند از این شهر عبور کند اینجا شهر ماست این سفیدها قصد خانه خراب کردن دوباره ما را دارند" ... جلوتر با هجوم بیشمار این افراد روبه رو می شود ولی آیا وحشی بودن این افراد ربطی به سیاه بودن آنها دارد در جواب باید بگوییم خیر آنها تشنه هستند آن هم نه تشنه گوشت کثیف کریس بلکه تشنه خون او هستند ؟؟و می خواهند باخوردن آن آرام بگیرند. اطلاعاتی در دست نیست که چرا این انسانها(بهتر بگم موجودات) به این حالت وحشی هستند ولی یک پیش بینی می تواند آزمایشاتی باشد که در آفریقای جنوبی اتفاق افتاده و این بلا بر سر این مردم آمده است.کریس این بار فکر نکنم برای نجات کسی آمده باشد چون همین که بتواند جان خود را از این معرکه سالم به در کند خود یک کار بزرگ است.(این اطلاعات اصلا توسط سازنگان تایید نشده اند ولی...)
گیم پلی:باز هم سبکی با حالت اویل4 را خواهید دید این موضوع را موقعی بیشتر متوجه می شوید که عکسها و تریلر های بازی را کمی به دقت نگاه کنید حتی برای نشانه گیری و تیر اندازی هم باید از همان نور تفنگتان استفاده کنید... ولی آیا یک نقص است که از بازی اویل4 برای گیم پلی این بازی کمک گرفته شود ؟ باید گفت خیر زیرا بعد از عوض شدن حالت گیم پلی بازی اویل با آمدن اویل4 همه و همه از این گیم پلی راضی بودند و از ان لذت بردند پس دلیلی برای این نبود که سازندگان دوباره از همان گیم پلی سری قبلی البته با تغییراتی در جهت بهبود آن استفاده نکنند. دوربین دید شما را مانند اویل4 را بقل شخصیت اول بازی نشان می دهد که علت این موضوع این است که شما بهتر بتوانید محیط بازی را زیر نظر بگیرید.چیز جالب حتی اگر شلیک هم نکنید باز کریس مانند لیون در اویل4 تفنگ خود را به همان حالت و در بقل سر خود با دو دست می گیرد،حالتی که یک فیگور عالی را به شخصیت بازی می دهد.کنترل بازی نیز همان حالت عالی اویل4 را خواهد داشت...در بازی مشت زدن یا لگد زدن وجود دارد این حالت نیز مانند سری قبل است یعنی اول باید دشمن را گیج بکنید و بعد آنها را با لگد زدن از خود دور کنید البته این حالت نیز پیشرفت هایی کرده است و باید گفت از اویل4 یک سرو گردن بهتر شده است. شما دارای اسلحه های زیادی هستید که باز هم مانند سری قبل قابل آپگرید می باشد ولی هنوز معلوم نیست به چه طریقی باید این کار را انجام دهید در سری قبل پیرمردی در جای جای بازی وجود داشت که فروشنده بود ولی در این سری هیچ چیز معلوم نیست؟؟
دشمنان غیر عادی: دشمنان در بازی از سری قبل واقعا وحشی تر هستند. در اویل4 اونها فقط قصد کشتن شما را داشتند تا شما به آن دختررئیس جمهور نرسید ولی در این سری دشمنان حریص تر از قبل شده اند و به خاطر خون شما می خواهند شما را ناقص کنند!!!دشمنان از هر وسیله برای کشتن شما استفاده می کنند و کمتر می توانید دشمنی را بدون اسلحه و دست خالی ببینید ... در دست دشمنان تا دلتان بخواهد قمه و چاقو و داس وتبر هست که می خواهند به جان و ریه و کلیه شما فرو کنند ولی اینبار مثل <<چهارخونه>> نیست که فقط به قلوه طرف فشار بیارند بلکه قلوه طرف رو به دهن می کشند!!!قیافه دشمنان هم که ترسناکتر از قبلی ها است و از هر سنینی در دشمنان می بینید .
محیط بازی:محیط بازی کاملا برای شما تر و تازه است و در کمتری بازی محیطی در آفریقای جنوبی و در روستاهای عجیب و غریب ان دیده بودیم ولی شاید فکر کنید با محیط اویل4 کمی مشابه باشد ولی باید گفت محیط کاملا متفاوت و عالی طراحی شده است.زمین بازی بیشتر حالت کویری خود یعنی حالتی خشک و بی آب و علف دارد ولی واقعا در آن تکسچرهای عالی به کار رفته است طوری که همیشه هموار و تکنواخت نیست و تفاوتهای گوناگونی در گوشه گوشه آن خواهید دید، در گوشه و کنار زمین سنگریزه ها یا سنگ های بزرگ نیز دیده می شوند. درختهای کویری و بعضی علفهای مخصوص نیز در بعضی قسمت های بازی مشاهده میشوند ولی اوج محیط بازی در جایی در درون بازی است...جایی که در آنجا زندگی در جریان است محیط عجیب که در انجا محیطی مانند روستا دارد در آنجا وسایل مختلفی وجود دارد و حتی حیوانات اهلی را نیز در این محیط خواهید دید این بار حتی خانه ها را هم متفاوت خواهید دید خانه هایی که با سقفی نیمه کاره و یا کامل و یا بدنه با گونی پوشیده شده... در بعضی قسمت های بازی جعبه ها و بشکه های را خواهید دید و بهتر بگویم در محیط بازی همه چیزی که در یک روستا است وجود دارد و همه خانه ها هم بعد داخلی دارند و همه هم پر از دشمن و وسایل مختلفی هستند. در محیط از کوچکترین جزئیات چشم پوشی نشده است مثلا آنتن تلوزیون را هم در سقف بعضی خانه ها می بینید و در همان خانه می توانید تلوزیون را ببینید.همه خانه ها سالم و صحیح نیستند و بعضی خانه هایی با درهای شکسته یا پنجرهای درب و داغون در بازی خواهید دید.
ترس از نوعی جدید: وقتی حرف از ترس می شه حتما یاد تاریکی شب و زیر زمین خونتون می افتید!!هر چیز ساده ای در تاریکی ممکن است برای شما ترسناک باشد، ولی فکر کنید باید به چه درجه ای برسید که در روشنایی روز هم از ترس به خود بلرزید؟؟شاید این را باید بگویم که شاید سازندگان بازی اویل4 فقط قصد داشتند که شما را با این سبک اشنا بکنند و شما را زیاد نترساندند زیرا در بازی اویل4 هیچ شوک و هیچ ترسی به این حالت در بازی وجود نمی آورد و فقط ترس روی صداگذاری و آهنگ بازی می گردد. اما این بار در اویل5 چیزی دیگری را می بینید، چیزی که برای اولین بار درست شده است ... شما در زمین ساکت و صاف جلو می روید و ناگهان دشمنان به سمت شما هجوم می آورند، البته نه آرام و با صبر و طمعنینه بلکه به سرعت به سمت شما هجوم میاورند و با سر و صدای زیاد شما را تعقیب می کنند ولی همیشه این طور نیست دارید می روید آهنگ هم ملایم و آرام است هیچ صدایی نمی شنوید ناگهان از پشت شما یک نفر به سمت شما با سر و صدای زیاد هجوم میاورد اون موقع است که شاید حتی از ادامه بازی هم منصرف شوید.ترس در آهنگ و صدای بازی نیز محصوص است و در مواردی شما را وادار می کند که حتی اسپیکر خود را قطع کنید. در کل ترس حالت و نوعی جدید است که در هیچ بازی دیگری ندیده اید پس اگر از سبک ترس خوشتان نمی آید به هیچ وجه به این بازی فکر هم نکنید چه برسد به خواندن ادامه این پیش نمایش!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هوش مصنوعی: در سری قبل یعنی اویل4 دیدیم که چقدر هوش مصنوعی سری اویل به یکباره بالا رفته و پیشرفت کرد. این بار هم همان هوش مصنوعی ولی این بار در سطح بالاتری از آن را می بینید.این بار دشمنان بیش از پیش گروهی به سمت شما هجوم میآورند یعنی بیشتر سعی می کنند گروهی و در جهات مختلف به سمت شما هجوم بیاورند تا تک تک و فقط از یک ناحیه . چیزی که در اویل4 دیدید که دشمنان از یک سمت و به صورت جدا جدا به شما حمله می کردند ولی این بار شاهد این خواهید بود که سه چهار دشمن به صورت هم زمان به سمت شما بشتابند و بعد آنجاست که خدا باید به داد شما برسد؟؟هوش مصنوعی با رفتن به قسمتها و مراحل بالایی مانند سری قبل اویل بالاتر و بهتر می شود زیرا سازندگان با افزایش مراحل به شما امکانات بیشتری می دهند و همچنین خود شما هم مهارتتان بالا تر می رود و در مقابل بازی دشمنان را مجهز تر و باهوش تر به مصاف شما می فرستند تا بازی حالت این به اون در داشته باشه و هیچ موقع جذابیت خودشو از دست نده . در کل هوش مصنوعی پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است ولی بی رحمانه نیز سخت نشده است تا شما را اذیت کند.
اطلاعاتی بیشتر از شخصصیت اول بازی و گروه B.S.A.A:شخصیت اول بازی کریس رد فیلد نام دارد او ابتدا در نیروی هوایی آمریکا کار می کرد او فردی زرنگ و باهوش بود و به عنوان خلبان نظامی در خدمت این اورگان بود ولی به خاطر اینکه محیط نظامی با او ساگار نبود و او قصد اطاعت بدون چون چرا از بالایی های خود نداشت از آنجا اخراج شد.او بعد از اخراج به خانه رفت ولی دست از تمرینات تیر اندازی و بدنی برنداشت بلاخره گروهی مرموز با نام S.T.A.R.S (تکنیکهای ویژه و سرویس های عملیات نجات)اونو خواستن و اون در اونجا گروهی رو با نام گروه آلفا پایه ریزی کرد و تلاش زیادی برای رسوایی مسئولان آنبرلا (در نسخه اول:برای اطلاعات بیشتر تاریخچه را بخوانید) در آن زمان کرد ولی در آزمایشگاهای زیر زمینی آنبرلا گیر افتاد ولی با هزار زحمت خود را از دست این زامبی ها نجات داد و بلاخره گروه آنبرلا را متلاشی کرد. در سال 2002 کریس را در مقابل رئیس سازمان S.T.A.R.S یعنی آلبرت وسکر دیدید ولی این بار و بعد از مدت ها او به گروهی جدید پیوسته و به احتمال زیاد باز هم بحث یک ویروس خطرناک در میان است و این بار کریس را با قیافه ای واقعا طبیعی و عالی می بینیم.... او کاملا پیشرفت کرده است و یک فرد بالغ شده است، او دارای یک کلت پیشرفته و یک چاقوی بزرگ در پشتش است.
گروه جدید B.S.A.A نام دارد :BSAA مخفف کلمه ای است که فقط دو کلمه Business Software Association Australia و British South American Airways می تونه معنی این کلمه باشه که البته به اولی که معنی اون انجمن کار نرم افزاری استرالیا است که فکر نکنم به بازی و به شخصیت کریس بخوره ولی دومی با عقل جور در می یاد که به معنی شرکت هوایی انگلیسی شمال آمریکا است که با سابقۀ کریس شاید بخورد که برای این شرکت باشد ولی شایدم یک اورگان غیر واقعی باشه که خود مسئولان کپکام که از این چیزا خیلی بلدن درست کردن ولی در هر صورت شاید معنی دوم رو بده ولی اگه معنی دوم رو بده داستان بازی به این شکل تغییر میکند:کریس در شرکت هوایی کار می کند که در یک همچین جایی گیر کرده و باید خودشو نجات بده !! البته داستان بالایی قطعی تره تا این ولی در کل هیچ داستانی فعلا تایید نشده؟؟
این آخرین ماموریت او است. هم اکنون اوضاع نسبت به قبل خیلی فرق می کند. جنگ تغییر کرده است. در هر صورت مهمترین نکته برای بازی کنندگان، بازگشت اش است. اسنیک تنها کمی شکسته تر و پیر تر از قبل شده است و دیگر مانند گذشته زیبا رو نیست. آیا این از ارزش و اعتبار این قهرمان افسانه ای در نزد طرفدارانش کم می کند؟ او در آخرین و جدید ترین نسخه از سری MGS یعنی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots آمده است تا ثابت کند که هرچند شکسته و پیر است اما هنوز همانقدرچست و چابک، زیرک، قوی و فرز است. البته این چست و چابکی را مدیون سرنگ هایی است که مجبور است هر وقت یک بار آن ها را تزریق کند. در پشت صورت خسته اسنیک، هیدئو کوجیما قرار دارد که در تمام نسخه های دیگر این سری نیز نقش مهمی داشته است. اگر نسخه های قبلی این سری را انجام داده باشید مطمئنا قبول خواهید داشت که این سری تحولات بسیار بزرگی را در بین بازی های کامپیوتری ایجاد کرد و در واقع بازی های امروزی بدون سری MGS شاید کاملا متفاوت بودند.
مسلما یکی از مهمترین نکات موفق سری MGS داستان آن است که بسیار شبیه یک فیلم سینمایی کامل است. به طوری که به تک تک جزئیات آن توجه شده است و اگر درست به آن دقت کنید متوجه نکات بسیار ریز و جالبی خواهید شد. داستان نسخه چهارم بازی، Guns of the Patriots تقریبا 6 سال پس از واقعه جزیره مان هاتان یا بهتر است گفت 6 سال پس از داستان MGS2 : Sons of Liberty به وقوع می پیوندد. دنیا تغییر کرده است. اکنون دیگر جنگ به یک کار پر سود تبدیل شده است. جنگ دیگر به خاطر منابع مختلف، فرهنگ ها، نژاد ها و موارد اینگونه نیست. اکنون ماشین ها و افراد اجیر شده به نمایندگی از شرکت های شخصی نظامی (PMC) در جنگ هایی بی پایان با هم مبارزه می کنند. اینطور که به نظر می رسد هر پنج PMC بزرگ دنیا به شرکتی به نام Outer Heaven تعلق دارند. این شرکت توسط Big Boss تاسیس شد و اگر به خاطر داشته باشید در سال 1995 تلاش کرد با پروژه Metal Gear TX-55 به برتری نظامی دست یابد اما با دخالت اسنیک نقشه های آن ها بر باد رفت.
در MGS4 در پشت این شرکت برادر و دشمن خونی Solid Snake یعنی Liquid Snake قرار دارد. او یکی از سه برادری است که در پروژه Les Enfants Terribles توسط نمونه سلول های Big Boss متولد شد. آخرین برادر آن ها نیز Solidus بود که در 1972 همراه دو برادر دیگر به دنیا آمد و در MGS2 وارد داستان شد. Liquid Snake همواره از Solid Snake نفرت داشته است. دلیل این نفرت موفق تر بودن اسنیک بوده است. اگر نسخه اول را انجام داده باشید حتما صحنه های مبارزه بین آن ها را به خاطر دارید. در آخر نسخه اول نیز Liquid کشته می شد. در MGS2 مشخص می شد که Liquid نمرده است و کنترل Revolver Ocelot را از طریق بازوی پیوندی اش به دست گرفته است و سعی می کند که از طریق او به اهدافش برسد. پس از اینکه او موفق به دزدیدن یک Metal Gear RAY می شود به طور ناگهانی ناپدید می شود تا به مبارزه با میهن دوستان (Patriots) برود.
اگر اطلاع ندارید باید گفت که گروه میهن دوستان، گروهی است متشکل از 12 فرد ناشناس است که در قدرت واقعی را در آمریکا در دست دارند. قدرت آن ها بسیار زیاد است و حتی رئیس جمهور هم زیر دست آن ها است. کمتر کسی از وجود این گروه با خبر است. اینطور که به نظر می رسد این گروه نقش مهمی را در این نسخه ایفا می کند. به طوری که حتی اسم بازی نیز از نام این گروه بر گرفته شده است. اینطور که گفته شده سازمان FOXHOUND نیز در این نسخه نقش مهمی دارد. در MGS3 شما کنترل اسنیک را به عنوان یکی از اعضای این سازمان به عهده می گرفتید. FOXHOUND سازمانی متشکل از افراد کاملا کارکشته است و کمتر کسی می تواند وارد آن شود. اکنون این سازمان دچار تغییر و تحولاتی شده است و اعضای جدیدی در آن فعالیت می کنند.
Liquid پس از ماجرای MGS2 تصمیم می گیرد که به اروپای شرقی برود و شرکت Outer Heaven را دوباره تاسیس کند و از طریق آن به مبارزه با میهن دوستان بپردازد. شرکت Outer Heaven کم کم به قدرت نظامی ای بسیار زیادی دست می یابد. به طوری که قدرتش، هم تراز با قدرت نظامی آمریکا می شود. با این وجود خطر شدیدی دنیا را تحدید می کند و وضعیت بسیار بحرانی است. اینجاست که قهرمان کهن سال سری وارد عمل می شود تا بار دیگر دنیا را نجات دهد. این آخرین ماموریت او است، ماموریتی سرنوشت ساز برای تمام جهانیان، او تنها امید مردم است.
اینطور که گفته شده در این نسخه تمام شخصیت های مهم و برجسته MGS و MGS2 دوباره باز خواهند گشت. در واقع کوجیما قصد دارد در آخرین شماره از سری MGS اهداف این شخصیت ها را فاش کند و تمام سوال های پاسخ داده نشده در مورد آن ها را پاسخ دهد. می توان گفت که اصلا هدف از ساخت Guns of the Patriot آشکار ساختن راز های نسخه های قبلی و جواب دادن به تمام سوال هایی است که در ذهن بازیکنان نقش بسته است. تا به حال تعدادی از شخصیت های کلیدی در این نسخه فاش شده اند که شامل Liquid Snake، Meryl Silverburgh، Naomi Hunter، Otacon، Raiden، Revolver Ocelot، Roy Campbell، Vamp و خود اسنیک می شوند که با نام Solid Snake و همچنین Old Snake شناخته می شود. اینطور که گفته شده، Raiden شخصیت اصلی نسخه دوم، هم اکنون بسیار با تجربه تر و باحال تر شده است و دیگر مانند گذشته نیست. اینبار نوبت او است که به اسنیک پیر کمک کند و از او محافظت کند.
مسلما با پیشرفت سخت افزار ها، انتظارات بازیکن ها نیز بسیار بیش تر از قبل می شود. کوجیما نیز به خوبی این انتظارات بالا را درک کرده است و تصمیم دارد بازی ای را عرضه کند که تا به حال نظیر آن دیده نشده است. از نظر خود او نسخه های اول تا سوم این سری، سه گانه ای بودند که به طبع باید از یکدیگر پیروی می کردند. او اصلا قصد ساخت نسخه ای دیگر از این سری را نداشته است اما با توجه به مشتاقان بسیاری که می خواستند بفهمند که بعد از MGS2 چه اتفاقی روی می دهد او شروع به کار بروی نسخه بعدی این سری کرده است. هم اکنون دست او بسیار باز تر از قبل است. او می خواهد بازی ها را از حالت دروغین خود در آورد و آن ها را بیشتر به سمت واقعیت گرایش دهد.
متاسفانه تا به حال هیچ فیلمی از روند بازی واقعی MGS4 عرضه نشده است و باید به نکات کلیدی فیلم ها و گفته های سازندگان اکتفا کنیم. اینطور که گفته شده در طول MGS4 تنها شخصیت قابل بازی، خود اسنیک است و شما نمی توانید در نقش هیچ یک از شخصیت های دیگر بازی کنید. همانطور که ذکر شد کوجیما سعی کرده است که این نسخه را بیشتر به سمت واقعیت تمایل دهد. او می خواهد حس واقعی میدان جنگ را به بازیکنان القا کند.
هیچ جایی برای مخفی شدن نیست. این جمله ای است که بنیان و پایه MGS4 را تشکیل می دهد. البته این جمله به این معنی نیست که بازی از سبک اکشن مخفی کاری خارج شده و تبدیل به یک بازی اکشن خالص شده که در آن صحنه آهسته و موارد اینگونه هم به کار رفته باشد. به گفته خود کوجیما شما هنوز هم می توانید مخفی شوید اما موقعیت ها اینبار کاملا متفاوت است. در نسخه های قبلی مکان های مختلفی مثل دیوار ها، سبزه زار ها و موارد اینگونه وجود داشتند که می توانستید با کمک آن ها خود را مخفی کنید. اما در این نسخه محیط تاثیر پذیر است، بنابراین ممکن است دیواری که تا چند دقیقه پیش در پشت آن مخفی شده بودید، با یک انفجار خراب شود و ناگهان تمام دشمنان متوجه شما شوند. در فیلم های پخش شده نیز نظیر این صحنه ها دیده می شود. در کل منظور از "هیچ جایی برای مخفی شدن نیست" این است که موقعیت هایی در بازی وجود دارند که اسنیک نمی تواند در هیچ جا مخفی شود و مجبور است که با دشمنان روبرو شود.
نکته جالب دیگری که تا به حال به آن اشاره هایی شده است، مبارزات روحی است که بین اسنیک و دشمنانش به وقوع می پیوندند. در واقع در طول بازی، شما باید به احساسات اسنیک و دیگر افراد نیز توجه داشته باشید. چرا که این احساسات نقش مهمی در بازی ایفا می کنند. تا کنون اطلاعات زیادی در مورد چگونگی عملکرد سیستم احساسات فاش نشده است. اما اینطور که گفته شده سازندگان، برای القا هر چه بهتر این احساسات به بازیکن با روان پزشکان مشورت می کنند.
تا به حال در تمام نسخه های اول تا سوم بازی، اصل کلی بازی به این صورت بوده است که تنها دو دسته از افراد وجود داشته اند. دسته اول با شما دوست بودند و دسته دوم هم دشمن بودند. در واقع اسنیک در برابر دشمنان مشخصی قرار داشته است. اما در این نسخه اوضاع کمی متفاوت است. گروه های بیشتری در بازی وجود دارند که دوستی و دشمنی آن ها با شما به دست خودتان است. روابط بین اسنیک و این گروه ها در طول بازی قابل تغییر است و بسته به نوع رفتار شما با آن ها است. این ایده واقعا جالب است و استفاده آن در چنین بازی ای می تواند محصولی فوق العاده را ایجاد کند.
دوربین بازی نیز قسمت دیگری است که در این نسخه کمی دچار تحول می شود. در 3 نسخه قبل شما به طور کلی از بالای شخصیت اصلی او را کنترل می کردید. اما سازندگان تصمیم گرفته اند که دوربین را به صورت سوم شخص در آورند و شما باید از این به بعد باید از پشت سر اسنیک را کنترل کنید. در Metal Gear Solid 3: Subsistence. نسخه ای آزمایشی از دوربین MGS4 گنجانده شده بود و خوشبختانه با استقبال خوبی هم روبرو شد.
سیستم استتار نسخه سوم بازی اکنون به صورتی ساده تر در بازی گنجانده شده است. در واقع اسنیک برای استتار تنها یک پوشش به نام Octocamo در اختیار دارد که مانند پوست آفتاب پرست، به رنگ محیط در می آید و کاری می کند که اسنیک دیده نشود. در این نسخه اسنیک تنها نیست و یک ربات به نام Metal Gear Mk.II او را در ماموریت مهمش برای نجات دنیا همراهی می کند. این ربات که نمونه ای ساده از پروژه Metal Gear است قابلیت های بسیاری دارد و کمک بسیار بزرگی برای اسنیک است. این ربات تجهیزات نظامی اسنیک را تامین می کند، در مبارزات به او کمک می کند، می تواند وضعیت سربازان و مشخصات آن ها را تائین کند، مناطق خاص را شناسایی کند و کار های بسیار دیگری که هنوز معلوم نیستند. این رباط توسط Otacon، دوست وفادار اسنیک که در نسخه های یک و دو به او کمک بسیاری می کرد، ساخته شده است تا به اسنیک در آخرین ماموریتش کمک کند. MK.II از مکانی امن به دست خود Otacon کنترل می شود. اینطور که گفته شده در MGS این ربات به عنوان پل ارتباط شما با دیگران است و احتمالا دیگر خبری از Codec قدیمی نیست که برای رد و بدل صحبت ها در نظر گرفته شده بود.
تا به حال چیز زیادی در مورد اسلحه های بازی مشخص نشده است. اما طبق گفته های خود کوجیما در این نسخه تعدادی از سلاح های فعلی و امروزی از جمله M4 گنجانده شده اند. با توجه به اینکه بازی در آینده به وقوع می پیوندد بقیه سلاح ها نیز با استفاده از قدرت تخیل تیم به وجود آمده اند. هنوز چیز زیادی در مورد دشمنان نیز فاش نشده است و دوستداران بازی تا به حال تنها از وجود ربات هایی به نام Gekko مطلع شده اند که مدل ساده ای از Metal Gear هستند و با وجود پاهای دراز و قویش بسیار خطرناک هستند. این ربات بلند قد و رعنا توسط سلاح های هسته ای نیز تجهیز شده اند که بسیار به درد ترکاندن انسان هایی مثل اسنیک می خورند.
اگر فیلم های پخش شده از بازی را دیده باشید، حتما تا به حال به چشم های اسنیک توجه کرده اید. چه بر سر چشم های اسنیک آمده است؟ جواب این سوال نیز دوباره به مخترع ارجمند، جناب آقای Otacon بر می گردد. او وقتی متوجه مشکل چشم های اسنیک می شود، دست به اختراع چشمی مکانیکی ای میزند که احتمالا قابلیت های جالبی هم دارد. فرض کنید با کمک این چشم که با نام Solid Eye شناخته می شود، بتوانید از مادون قرمز استفاده کنید یا سیستم Night Vision ای همراه این چشم باشد که به شما کمک کند مکان های تاریک را به وضوح ببینید. البته هنوز اطلاعات چندان کاملی در مورد این چشم ها به دست نیامده است.
سازندگان سعی کرده اند سیستم نشانه گیری بازی را نیز در این نسخه بهبود بخشند. به طوری که شما بتوانید به راحتی در حالت سوم شخص شلیک کنید. البته حالت اول شخص نیز هنوز در بازی وجود دارد تا در صورت لزوم از آن استفاده کنید و بتوانید دقیق تر هدف گیری کنید و مغز دشمنان را متلاشی کنید. اینطور که خود کوجیما گفته حساس بودن دسته های PS3 به حرکت برای آن ها یک شوک بزرگ بوده است و با این وضع مجبورند ساعت ها وقت صرف کنند تا بتوانند به خوبی از این کنترل استفاده کنند. با این وجود اگر بازی کمی به تاخیر بیفتد نباید تعجب کنید.
مسلما بزرگترین تغییر و تحول در Metal Gear Solid 3: Subsistence، بخش چند نفره ای بود که در این نسخه به بازی اضافه شد. به طور یقین محبوبیت بسیار زیاد این بخش سازندگان را مجبور خواهد کرد که این امکان را در آخرین نسخه بازی بگنجانند. البته امکان دارد آن ها یک بازی جداگانه به نام Metal Gear Online را عرضه کنند که تنها بروی بخش چند نفره تمرکز داشته باشد. اینطور که کوجیما در مورد این قسمت صحبت کرده است مطمئنا بسیار جذاب خواهد بود. تا به حال دو حالت مختلف برای بازی چند نفره در نظر گرفته شده است. در حالت اول دو تیم مختلف در برابر هم قرار می گیرند و هر تیم باید با استفاده از کار گروهی و همکاری اعضای گروه، سعی کند تا کار اعضای تیم دوم را یک سره کند.
حالت دوم که به گفته خود کوجیما واقعا جذاب است، حالتی است که در آن اسنیک در برابر دشمنانش قرار می گیرد. در این حالت یکی از بازیکن ها نقش اسنیک را دارد و بقیه هم به عنوان سرباز ها باید سعی کنند او را دستگیر کنند. اگر شما در نقش اسنیک قرار بگیرید که مثل همیشه سعی می کنید دشمنان خود را از بین ببرید. اما وقتی که در نقش یکی از دشمنان او قرار بگیرید اوضاع کاملا فرق می کند. در این حالت می تواند کاملا احساس کنید که وقتی در نقش اسنیک دشمنان را از بین می برید، آن ها چه احساسی دارند. سازندگان تصمیم دارند شما را کاملا با احساس دشمنان آشنا کنند.
اگر تا به حال بازی های این سری را انجام داده باشید حتما به خاطر دارید وقتی که در زیر جعبه های مشهور MGS مخفی می شدید، یا زمانی که سعی می کردید با ایجاد صدا توجه دشمنان را جلب کنید و آن ها را به سمت خود بکشانید. حتما آن صحنه هایی هم به خاطر دارید که با گذاشتن مواردی مثل مجلات مختلف بروی زمین دشمنان را مشغول می کرد و ناگهان آن ها را غافلگیر می کردید. اگر در نقش دشمنان اسنیک قرار بگیرید، مجبورید این بلا ها را تجربه کنید و از آن ها تا می توانید لذت ببرید. برای مثال اگر اسنیک صدا ایجاد کند شخصیت شما ناخواسته به طرف صدا کشیده می شود یا اگر اسنیک در زیر جعبه مخفی شده باشد و شما هم بدانید که او کجا است تا زمانی که به نحوی لو برود نمی توانید او را شناسایی کنید. این نکته ها واقعا می تواند رنج آور باشد اما به شما اجازه می دهد که درک کنید دشمنان چه می کشند وقتی که آن ها را به صورت کاملا ناجوانمردانه سرگرم خواندن مجله می کردید و از پشت غافلگیرشان می کردید.
امروزه با توجه به قابلیت سخت افزاری کنسول های نسل بعد، در کنار روند بازی، گرافیک به یک امر بسیار مهم تبدیل شده است و گرافیک عالی می تواند یکی از مهمترین دلیل های موفقیت یک بازی باشد. اینطور که گفته شده تمام فیلم های عرضه شده از بازی تاکنون توسط موتور خود بازی ایجاد شده اند و به صورت از قبل رندر شده نیستند. با توجه به این گفته ها به راحتی می توان گفت که MGS4 از نظر گرافیکی، در بین بازی های کنسول های نسل بعد، یکی از بهترین ها است و از بسیاری از بازی ها یک سر و گردن بهتر است. اولین نکته فوق العاده طراحی شخصیت های اصلی است. به طوری که کوچکترین جزئیات آن ها نیز دیده می شود. محیط ها نیز بسیار عالی طراحی شده اند و به نکات بسیار ریزی در آن ها توجه شده است. این طور که گفته شده رفتار های دشمنان نیز بسیار واقعی تر شده است. برای مثال وقتی آن ها شما را می بینند، تعجب و ترس در صورتشان به معنی کامل دیده می شود. با این وجود دیگر نیازی به علامت سوال و تعجب هایی مسخره ای نیست که در نسخه های قبلی بالا کله دشمنان دیده می شد.
همانطور که ذکر شد در این نسخه محیط بازی کاملا تغییر پذیر است. با این وجود انتظار هواداران برای وجود یک فیزیک قوی در بازی، چندان دور از انتظار نیست. با توجه به شواهد احتمالا این انتظار آن ها نیز برآورده خواهد شد. برای اینکه فیزیک قوی بازی را کاملا درک کرد می توان به یک مثال اشاره کرد. ساختمان متروکه ای را در نظر بگیرید که هر لحظه ممکن است بریزد. اگر یک انفجار در فاصله دوری نسبت به این خانه رخ بدهد، باز هم ممکن است تششعات آن باعث ریختن این ساختمان شود. به راستی اگر چنین جزئیاتی در بازی وجود داشته باشند می توانند تحولی را در صنعت بازی ها ایجاد کنند. البته هنوز برای پیش بینی کمی زود است و دوستداران این بازی باید به اطلاعات کنونی اکتفا کنند. خود را آماده کنید تا برای سال 2007 همراه با اسنیک به مبارزه با تعداد کثیری از ربات های Metal Gear بروید که در همه جای دنیا پخش شده اند. اینطور که سازندگان قول داده اند دموی قابل بازی این نسخه در E3 سال بعد در دسترس عموم قرار می گیرد.
منبع:downloads
| نام: | Half.Life.2.Episode.Two |
| ناشر: | Valve |
| سازنده: | Valve |
| پلتفورم: | PC |
| سبک: | اكشن |
| درجه سنی: | 1۷ سال به بالا |
| تاریخ انتشار: | 1386 ![]() |
| سطح بازی: | متوسط |
| زمان یادگیری: | نیم ساعت |
Half-Life 2: Episode Two تفاوت شگفت انگيزي نسبت به نسخه هاي قبلي خود کرده و اين نشان دهنده خلاقيت تيم سازنده ان است.روند داستاني عالي،گرافيک قابل تحسين از خصوصياتHalf.Life.2.Episode.Two به حساب مي ايد. درهمان ابتداي بازي متوجه خواهيد شد که از لحاظ گرافيک و طراحي دقيق اجزا قابل مقايسه با هيچکدام از بازيهاي کامپيوتر نمي باشد.تکنولوژي LC3 که در موتور اين بازي براي اولين بار باعث شده که ابن بازي در عين حالي که بسيار سبک مي باشد گرافيک خيره کننده و شگفت انگيزي برخوردار باشد. ديگر کمتر کسي وجود دارد که نام HALF LIFE به گوشش نخورده باشد.اين عنوان بسيار زيبا با قسمت دوم خود به اوج رسيد و اسم خود را بر سر زبانها انداخت.عنواني بسيار خوش ساخت در سبک اول شخص شوتر و با تمي تخيلي و در عين حال واقعي يا همان Photo Realisty! گرافيک زيبا و گيم پلي درگير کننده در کنار داستاني پيچيده و بهت به تمام معني زيبا بهمراه سبک روايي جديد, از اين بازي يکي از کاملترين بازي هاي تاريخ را ساخت(به عقيده عده زيادي اين بازي بهترين اول شخص تاريخ و يکي از بهترين بازي هاي تاريخ ميباشد! بعد از مدتي انتظار و بعد از قسمت اول ادامه HL2 يا همان EPISODE ONE که علي رقم دلچسب بودن بخاطر بعضي نکات خصوصا ضعف داستاني چندان مورد رضايت طرفداران قرار نگرفت, پک ارزشمند ORANGE BOX عرضه شد و طبق انتظارها گل سرسبد اين پک HL2:EPISODE TWO است! VALVE سازنده بازي با HL2 گام بزرگي را در وارد کردن داستان به دنياي بازي ها و پيوند زدن ان با گيم پلي برداشت.اين شيوه روايت کماکان در اپيزود يک حفظ شد ولي همانطور که اشاره شد با کمرنگ شدن نقش داستان در اين قسمت صر و صداي طرفدران اين بازي درامد.به طوري که VALVE براي اپيزود دوم قول يک داستان تاثير گزار و مهم در اين سري را داد.حال که اپيزود دو را تمام کرده ام به صحت وعده هاي VALVE پي بردم زيرا زيرا EPISODE 2 از لحاظ داستاني واقعا قوي کار شده است! بازي با دمويي کوتاه از اتفاقات اپيزود يک شروع ميشود.قطاري که اليکس و گوردون با ان از در ايپزود يک از مهلکه گريخته بودند به دره اي سقوط کرده.از اينجا کنترل گوردون فريمن به بازيباز سپرده ميشودتا به کمک اليکس از قطار خارج شده و وارد دنياي اپيزود دو شود.در کل داستان در مقايسه با HL2 خطي تر پيش ميرود و با پرتاب موفق موشک (بمب) و دست اخر ان حادثه تلخ به اپيزود يا اپيزودهاي بعدي کشيده ميشود ولي با اين حال اين سير داستاني بوضوح نسبت به اپيزود يک پيشرفت کرده و پيچش ها و وقايع ان بازيباز را مجذوب خود ميکند.تاکيد VALVE بر روي روابط ميان کراکترها اينبار بيش از پيش خودنمايي ميکن و بازيباز را به عمق بيشتري از گذشته و حال انها ميبرد.بعد عاطفي و انساني کاراکترها در اين قسمت شديدا جلوه گري ميکند.تلاش گوردون براي نجات اليکس از مرگ و يا رابطه اليکس و پدرش و ان صحنه غم انگيز پاياني همگي گواه بر اين مدعاست.داستان و روايت ان در اپيزود دو شايد به درازا و پيچيدگي HL2 نباشد ولي بنظر من از نظر عمق با ان بازي برابري ميکند.در کل اين داستان و شيوه روايي ان زيباست و اين زيبايي را مديون زحمات بازيسازان خوش فکر VALVE هستيم.
اينبار بخش بزرگي از بازي در جنگل WHITE FOREST رخ ميدهد.جو اپيزود دو بنظر من بخاطر دور شدن از محيط شهري قسمت هاي قبلي و رنگ بندي شادتر ان خصوصا در WHITE FOREST حس غمگين و گرفته و توام با ترس HL2 را ندارد و از اين منظر بنظر کمي از اصل خود دور شده اما کماکان گيرايي و تاثير گزاري خود را حفظ کرده است و اين گيرايي را مديون دقت VALVE در گنجاندن المانهاي موفق قسمت هاي قبلي و پيوند زدن انها با نکات جديدتر و محيط نو و جنگلي بازيست بطوري که اپيزود دو القاي حس دلهره و تشويش مخصوص اين سري را را با نکاتي ريزتر در صدا گزاري و گرافيک انجام ميدهد. گيم پلي اپيزود دو با توجه به اينکه بازي از دو سوم انتهايي وارد مناطق جنگلي و باز ميشود اندکي تغييرات بخود ديده و اکشن بازي نفس گيرتر کار شده ولي نقش معماهاي فيزيکي مشهور HL2 در اين قسمت کمرنگ شده است.همانطور که اشاره شد اکشن اينبار سخت و نفس گير کار شده (خصوصا در انتها) و فراواني مهمات در کنار کثرت مبارزات به اين مهم کمک شاياني ميکند.(از اين منظر نيز اپيزود دو نسبت به اپيزود يک کاملا سرتر مينمايد!) ولي استفاده از يک شيوه خاص يعني گير انداختن بازيباز در کي نقطه و اجبار او به دفاع, باعث شده براي مرتبه هاي بعدي اين شيوه قابل حدس شود اما بلطف طراحي مراحل عالي (LEVEL DESIGN) و پيشرفت متعادل درجه سختي گذر از مراحل خصوصا نبرد پاياني با استرايدر ها و هانتر ها تا مدتها در ذهن بازيباز نقش خواهد بست.من به شخصه کاملا از اين تغيير اتمسفر و گيم پلي اپيزود دو حمايت ميکنم چون بنظر من اگر کماکان اين اپيزود از شيوه و طراحي مراحل شبيهه HLE و EPI ONE استفاده ميکرد شديدا به ورطه تکرار مي افتاد! و قطعا حسي تکراري بودني که با انجام مراحل اوليه اپيزود دو در من بوجود امد به خيلي از طرفدران دست ميداد اما چرخش اپيزود دو به سمت اتمسفر جديد مانع از ادامه اين حس در من شد و نظرم را نسبت به خود کاملا تغيير داد. اسلحه ها و NPCهاي بازي نيز بغير از يکي دو مورد مثل هانترها و بمب هاي چسبنده تغييري نکرده اند اما بازگشت وسائل نقليه (يک اتومبيل رودستر!) که اتفاقا بخاطر وسعت بيشتر مراحل استفاده زيادي هم دارد قابل تقدير است. حتي اصوات اپيزود دو هم در بسياري از موارد متعلق به دو قسمت قبليست! البته جلوه هاي صوتي پيشرفت خوبي نيز داشته اند و افکت هايي مثل صداهاي محيطي جنگل و صداي استرايدر ها و هانترها به زيبايي کارشده اند.
گرافيک اين نسخ بازهم نسبت به اپيزود يک که خود پيشرفت محسوسي نسبت به بازي اصلي داشت پيشرفت کرده است.نکات بسيار به وتور قدرتمند SURCE ENGINE اضافه شده است.بافت هاي با کيفيت و افکت هاي بسيار زيباي دود و جلوه ذرات عالي که در برخي مراحل مثل مرحله پرتاب موشک مو را بر تن بازيباز سيخ ميکنند در کنار نور پردازي و سايه زني بسيار خوب (هر چند براي روان اجرا شدن بازي هنوز تعداد زيادي از نورها استاتيک و غير پويا کارشده اند ولي بمدد استفاده خوب از HDR بازتاب ها و نورپردازي ها عالي جلوه ميکنند!) و طراحي عالي محيط بازي و موشن بلاري نرم و زيبا و انيميشن هاي عالي خصوصا انيميشن هاي صورت کراکترها همگي زيبايي وصف ناپذيري به گرافيک EPISODE TWO بخشيده اند.به همه اين جزييات DEPTH OF FIELD خوب و رنگ بندي فوقالعاده و جلوه هاي تصويري فوق تصور! را نيز اضافه کنيد.در کل اپيزود دو خصوصا از منظر هنري يکي از چشم نوازترين گرافيک ها را تا به حال ارائه ميکند! البته وجود باگهايي مثل بي حرکت شدن NPC ها و مدل سازي تکراري, خصوصا براي اسلحه ها که براي برخي بازتاب کامل (که البته اين مورد هم زيادي درخشان است اما به زيبايي اسلحه ها کمک شاياني کرده) طراحي شده ولي برخي مثل شاتگان دقيقا عين HL2 ساده و بدور از هرگونه بازتاب خاصي هستند, کمي به ارزش گرافيکي اين بازي صدمه ميزند.با اين حال سيل نکات ريز و درشت اضافه شده به سورس انجين اين بازي را کماکان در سطح بازي هاي روز نگه داشته و براي اجراي اين بازي هم در حداکثر جزييات نياز به سيستمي قوي خواهيد داشت! ORANGE BOX تنها عنوانيست که در حضور HALO3 بر روي XBOX360 کماکان به فروش خود ادامه ميدهد و ياراي رقابت با اين عنوان غول پيکر را دارد.البته شايد فروش اپيزود دو به HALO3 نرسد ولي به جرات ميتوانم بگويم که اين بازي کم و کسري در برابر HALO3 ندارد و جزو عناوين برتر سال خواهد بود!!!(البته اين عنوان براي هر سه پلتفورم در دسترس ميباشد.يعني PC و PS3 و XBOX360)در انتها بايد به تلاش VALVE براي ساخت چنين عنوان زيبايي احسنت بگويم و اعتراف کنم که بيصبران تا اپيزود سوم در انتظار مينشينم تا داستان دکتر گوردون فريمني که در هر قسمت سرنوشتش بيشتر در سايه اي از ابهام فرو ميرود را دنبال کنم.شايد در پس اين تاريکي روزنه نور اميدي پيدا شود.
منبع:http://www.sarayebazi.com
| نام: | BlackSite Area 51 |
| ناشر: | Midway Studios - Austin |
| سازنده: | Midway Studios |
| پلتفورم: | PC |
| سبک: | اكشن |
| درجه سنی: | 13 سال به بالا |
| تاریخ انتشار: | 1386 ![]() |
| سطح بازی: | متوسط |
| زمان یادگیری: | نیم ساعت |
داستان بازي در مورد تحقيقات سري ارتش امريکا است و مقر اين تحقيقات در پايگاهي در صحراي نوادا قرار دارد.در اثر يک سري تحقيقات سري،موجودات فضايي به اين شهر ويک شهر که در نزديکي اين پايگاه قرار دارد حمله مي کنند.دولت امريکا براي اينکه اين تحقيقات فاش نشود سربازان نخبه خود يعني نيروهاي Drlta Force (دلتا فورس)را به منطقه اعزام مي کند تا اين موجودات را نابود کنند.ولي اگر موفق نشوند دولت امريکا مجبور به استفاده از سلاح اتمي مي شود ودر ان زمان است که بزرگترين جنگ تاريخ امريکا رقم خواهد خورد.
پلي، هوش مصنوعيست، هوش مصنوعي در اين بازي چه براي دشمنان و چه براي ياران شما، به گونه اي طراحي شده است که نمي توان به آن لقب هوش مصنوعي داد، چراکه ياران و دشمنان شما دقيقا همان رفتاري را خواهند داشت که در دنياي واقعي انتظارش را داريم. به اينصورت که در مبارزه اي اگر خودتان را عقب بکشيد و فقط يارانتان را وادار به جنگ کنيد، آنها به شما اعتماد نکرده و از اين پس دستورات شما را اجرا نخواهند کرد، حتي اگر دستوري بيجا که مطمئنا باعث کشته شدن آنها شود را بدهيد، مورد تمسخر يا عصبانيت هم تيمي هايتان قرار خواهيد گرفت! داستان بازي همانند نام بازي در منطقه 51 اتفاق مييفتد (منطقه 51 يک منطقه واقعي فوق سري و نظامي آمريکاييست) ...در مرحله اول شما درون روستايي قرار داريد که چند سال پيش صدام در آن روستا دستگير شده بود.که طي فعل و انفعالات جالب نظامي که اتفاق مي افتد، بازي از آنجا شروع و شمارا براي مراحل بعدي اماده ميکند که چندين سال بعد رخ ميدهد. گرافيک بازي در سطح بسيار ايده عالي قرار دارد. بيشتر بازي در صحرايي به نام نوادا (که مناظر بسيار زيبا و قشنگي دارد) که منطقه 51 در آن واقع شده است اتفاق مييفتد. در بعضي از مراحل شما بايد سوار بر هلکوپتر به جنگ دشمنان عظيم الجثه فضايي برويد که در حال خراب کردن مناطق اطراف خود هستند که افراد شما نيز با سلاح هاي ديگر در حال کمک کردن به شما مي باشند. اسلحه جالبي که به گفته midway در مراحل آخر در اختيار شما قرار ميگيرد جالب به نظر ميرسد..به اين صورت که شما با استفاده از اين ا سلحه ميتوانيد از پشت ديوار به موجودات شليک کنيد.
در مجموع اين بازي پر است از نوع اوري و اميدواريم از يک بازي با موتور قدرتنمد گرافيکي و افکت هايي حيرت انگيز و هوش مصنوعي فوق العاده لذت به بريد.
| نام: | Kane and Lynch Dead Men |
| ناشر: | EIDOS |
| سازنده: | IO Interactive |
| پلتفورم: | PC |
| سبک: | اكشن |
| درجه سنی: | 17 سال به بالا |
| تاریخ انتشار: | 1386 ![]() |
| سطح بازی: | متوسط |
| زمان یادگیری: | نیم ساعت |
کين ( Kane ) : مردي خطرناک! پسر 2 ساله اش اسلحه ي کين را بر مي دارد و به خودش شليک مي کند و کين پس از 2 هفته پسرش را از دست مي دهد. همسر کين که مقصر اصلي اين حادثه را کين مي داند تصميم به جدايي مي گيرد و از کين جدا مي شود. کين نيز توسط ساموئل به گروه سون ( Seven ) معرفي مي شود. قوانين اين گروه تبهکار بسيار سخت گيرانه بوده و اگر حتي يک قانون را درست انجام ندهيد به شما لقب مرد مرده داده مي شود. کين پس از 12 سال خدمت به گروه در يکي از مأموريت هايش اشتباهات زيادي مي کند و تمام اعضاي گروهش مي ميرند و کين با الماس ها فرار مي کند ( کين مرد مرده : چون قانون شکني کرده بود ) بعد از مدتي کوتاه گير دام پليس ها ميفته و به زندان ميره و به خاطر جنايت هاي زيادي که انجام داده بود محکوم به اعدام ميشه. از طرفي ديگر گروه Seven دنبال کين هست تا الماس ها رو ازش بگيره و کين رو بکشه! لقب : Traitor (خائن) *********** لينچ ( Lynch ) : شخصيت رواني بازي !! عصباني و بسيار خطرناک است. البته نبايد به لينچ گفت ديوانه چون هنوز ديوانه نشده. مردي ساده با شغلي ساده بود که در انبار ها کار مي کرد و کم کم معتاد به قرص و دارو شد. آن قدر قرص و دارو خورد که توهم سر تاپاي وجودش را گرفته بود. بعد ها از انبار اخراجش مي کنند چون مدام و پشت سر هم بي هوش مي شد و کار هايش عقب مي ماند. يک روز بر اثر خوردن شديد قرص و دارو ها در خانه بي هوش ميشه و وقتي به هوش مي ياد خودش رو کنار جسد پر خون همسرش ميبينه! همين موقع هست که شک مي کنه خودش همسرش رو کشته! لينچ رو به دادگاه مي برن و محکوم به اعدام ميشه. ( لينچ هم مرد مرده است چون مي خواستن مثل کين اعدامش کنند ! ) لينچ هر طور که شد از زندان فرار کرد و به گروه Seven پناه آورد! گروه Seven که مي خواست الماس ها رو بگيره به لينچ تجهيزات داد تا کين رو نجات بده تا دو تايي دنبال الماس ها برند. لقب: Murderer ( قاتل ) *********داستان سينمايي کين و لينچ : لينچ کين رو نجات ميده حالا شايد بپرسين چرا لينچ کين رو نجات داد ؟ دليلش سادست. لينچ که از شغلش بر کنار شده بود براي خريد قرص هاش به پول نياز داشت. پس لينچ مي خواست الماس ها رو بگيره به گروه Seven اين الماس هارو بده تا هر روز از اين گروه پول بگيره اما خبر نداره که گروه Seven به محض اين که دستش به الماس ها رسيد هم کين و هم لينچ رو مي کشه!! حالا کين و لينچ با هم هستن و هدفشون پيدا کردن الماس هاست!! البته هدف هاي زياد ديگه اي هم دارند مثل اين که کين مي خواد همسر و فرزندانش را بر گرداند و لينچ هم مي خواهد بداند که آيا همسرش را خودش کشته با نه. کين و لينچ به وسيله ي ساموئل وارد سازماني مي شوند و مدارک و پول هاي آن سازمان را مي دزدند!! قرار بود کين پول ها و مدارک رو بده اما باز هم خيانت کرد و پول ها رو نداد!! اين دفعه ديگه گروه Seven همسر و فرزندان کين رو گروگان مي گيره و به کين 72 ساعت فرصت مي ده تا مدارک و پول ها رو بده + الماس هارو پيدا کنه !!! کين حالا براي رسيدن به فرزندان و همسرش هر کاري مي کند. لينچ هم فکر مي کنه گروه Seven مي تونه اون رو از اين وضعيت نجات بده!! به خاطر همين محل مخفي گاه کين رو لو ميده !! کين مي فهمه و لينچ رو تهديد مي کنه. لينچ دوباره بي هوش مي شه چون قرصاش رو نخورده بود. گروه Seven هم دست بردار نيست و به طرف مخفي گاه کين مياد. کين عجله مي کنه و بعضي از مدارک رو از دست مي ده!! پول هارو بر مي داره و لينچ رو هم کنار مي کشه و با خودش مي بره!! ايندفعه کين لينچ رو نجات داد چون براي رسيدن به الماس ها به لينچ نياز داره و لينچ هم يک بار جون کين رو نجات داده بود ! لينچ به هوش مي ياد و خودش رو توي ماشين کين مي بينه که کين داره به اعضاي گروه Seven شليک مي کنه!! لينچ هم شروع مي کنه به تير اندازي. کين فرار مي کنه و ميگه که اگر به خانواده ام صدمه برسه دست شما به الماس ها نخواهد رسيد. گروه Seven هم چندين نفر از اعضاي ماهرش را به کين مي سپرد تا الماس ها را پيدا کند.
کين يا لينچ؟ : همانطور که ديديد داستان بازي بسيار پيچيده بود و IO Int گفته است که 5 پايان در بازي وجود خواهند داشت. مراحل بازي متنوع هستند و طبق گفته ي IO Int اين بازي 26 ساعته به پايان مي رسد و زمان يادگيري فنون و حرفه اي شدن در بازي نيز 2 ساعت است !! هر مرحله را بايد با تکنيک و استراتژي به پايان برسانيد!! در بعضي مراحل نيز مي توانيد بي سر و صدا دشمنان را از پاي در آوريد. بعضي مراحل نيز فکري به پايان مي رسند!! شما بايد از آنهايي که مشکوک هستند حرف بکشيد و براي اين کار مي توانيد مشت به صورت آنها بکوبيد يا روي صورتشان خط بکشيد. نکته ي جالب در بازي اين است که کين يک انگوشتر دارد که به سر آن يک چاقو ي بسيار تيز و البته کوچک وصل است!! براي خط انداختن روي صورت دشمنان اين وسيله بسيار مناسب است. *****گيم پلي خيره کننده : رد کردن بعضي از مراحل بدون کمک لينچ امکان پذير نيست! البته لينچ دردسر ساز هم هست و ممکن است در بعضي مواقع دردسر برايتان درست کند که همه ي اين ها به خاطر رواني بودن لينچ هست. ممکن هست حتي بعضي موقع ها بي هوش شود! همانطور که گفته شد بايد از کساني که مشکوک هستند حرف بکشيد. البته حرف کشيدن از بعضي از اين افراد خيلي سخت هست ! در بازي شما مي توانيد مثل بازي هيتمن تغيير لباس بديد. در مکان هاي مخصوص نيز ماسک هايي وجود دارد که مي توانيد به وسيله ي آنها تغيير چهره بدهيد!! روزنامه نيز در بازي وجود دارد!! بله شما مي توانيد با خريد روزنامه بفهميد که آيا لو رفته ايد يا نه ! البته در روزنامه به جز اخبار کين و لينچ اخبار هاي ديگري نيز وجود دارد! هيتمن نيز در بازي وجود دارد!! کين مي تواند به اعضاي گروهش و حتي لينچ دستور دهد. دستور ها بسيار زياد هستند. دستور پرتاب نارنجک ، کشتن دشمنان ، خوابيدن ، سنگر گرفتن ، حمله کردن ، عقب نشيني ، دستور به اسنايپر براي شليک ، دستور بررسي موقعيت ، پوشش و ... اعضاي گروهتان نيز زود مي ميرند يعني اون طور نيست که کلي تير بخورند و نميرند! حالا شايد بپرسيد در بازي بسته هاي پانسمان يا همان جان وجود دارد . به اين ترتيب که شما پس از برخورد با چندين تير به شدت زخمي خواهيد شد و بايد در جايي پناه بگيريد تا بهبود پيدا کنيد. هنگامي که شما زخمي شده ايد صداي تپش قلب را مي شنويد. دور صفحه قرمز مي شود و کين آهسته ناله مي کند !
گرافيک و فيزيک و محيط و کنترل کاراکتر : بازي با موتور قدرتمند Engine Glacier ساخته مي شود. بازي کين و لينچ از اين موتور به نحو احسن استفاده کرده است. البته باز هم ضعف هايي ديده مي شود مثل اين که از سيستم ذره اي خوب استفاده نشده است. Int با اين حال باز هم گرافيک بازي خوب است . شخصيت ها عالي طراحي شده اند. مدل ها هم بافت هاي خوبي دارند اما بافت ها جزئيات بسيار زيادي ندارند. در واقع ديدن بافت ها از دور لذت بخش است .دليلش هم به خاطر جزئيات کمي هست که بافت ها دارند. از 4 افکت اصلي براي سطح رندر بازي استفاده شده است که در تک تک محيط بازي مي بينيم که از افکت BD Map استفاده شده است. خون در بازي نيز عالي طراحي شده است. نورپرادازي بازي نيز عالي است. سايه ها خوب طراحي شده اند و بسته به محيط ، جاي گيري ، جهت تابش و ... سايه ها تغيير مي کنند. فيزيک بازي خوب است. 95 درصد آيتم هاي موجود در بازي قابل تخريب هستند. که زمان انتشار بازي اين ميزام به 98 درصد مي رسد! اگر دشمن در پشت جعبه اي چوبي سنگر گرفته باشد مي توانيد با شليک به جعبه او را از پاي در آوريد به اين صورت که تير پس از برخورد به جعبه ، جعبه ي چوبي را سوراخ کرده و به دشمني که پشتش سنگر گرفته است مي خورد. محيط بازي نيز وسيع است. IO Int در مورد فيزيک مي گويد : ما حتي باد را هم طراحي کرده ايم! اگر باد بوزد ممکن است کروات لينچ تکان بخورد يا بر جستگي هاي لباسش تکان بخورد. باز هم براي حرکت از تکلونوژي موشن کپچر استفاده کرده اند و حرکات شکسته کمتر به چشم مي خورد.
منبع:http://www.sarayebazi.com



منبع:http://www.it3at.com
منبع:http://www.iritn.com
|
داستان بازي در سال 2007 اتفاق مي افتد.قهرمان ما ،مايکل سويفت Michael Swift يک خلبان ازمايشي ارتش امريکاست که مامور مي شود يک لباس مخصوص را ازمايش کند.اين لباس مخصوص بدون اينکه تاثيري روي فرد بگذارد زمان محيط اطراف را تغيير مي دهد. سويفت به موفقيت تمام به سال 1911 سفر مي کند ولي پس از بازگشت متوجه مي شود سفر او در زمان تاثيرات بسياري را به دنبال داشته.تاريخ تغيير پيدا کرده و دولت ايالات متحده اکنون به دست شخصي فاشيست و ديکتاتور به نام Krone افتاده است.و سويفت اکنون تنها اميد بشريت است. اين لباس داراي انرژِي است که براي کنترل زمان مصرف ميشه البته بعد از مدت کوتاهي دوباره شارژ شده و ميتونيد ازش استفاده کنيد. شما سه تاثير ميتونيد روي زمان بذاريد : 1- کند کردن زمان :در اين حالت انرژي کمتري رو لباس شما مصرف ميکنه و جاهاي زيادي به دردتون ميخوره .وقتي از اين تکنيک استفاده کنيد صفحه بازي يکم تار ميشه. 2- متوقف کردن زمان که خيلي جالبه و مثلا ميتوانيد زمان رو نگه داشته و از آتش بگذريد. حتما اين سوال پيش مياد چه ربطي داره بازم ميسوزيم ولي نه وقتي زمان متوقف بشه ماده هم که تحت تاثير زمان هست متوقف ميشه و اثرش رو از دست ميده و به شما آسيبي نميرسه . 3- سومي هم بازگشت يا به عقب برگردوندن زمان. شما با اين کار ميتوانيد همه مواد و اجسام محيط رو به زمان عقب برگردونيد و مثلا جريان آب يا باد رو برعکس کنيد، اتفاقات چند دقيقه پيش رو به دوباره ببينيد و در اونها تغييراتي ايجاد کنيد و يا مثلا طبق گفته سازنده ها ميتونيد به يک سکو رو که بالاي شماست تخريب کنيد موقع افتادن اون سکو زمان رو متوقف کرده روي سکو بريد و دوباره به عقب برگردونيد اينجوري و اينجوري ميتونيد مثلا به بالاي ساختماني که ازدسترس شما خارجه برويد !! .در اين حالت تصوير به رنگ زرد مانند قديمي در مياد.
| |||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||
|
منبع:http://www.persiangame.blogfa.com | |||||||||||||||||||||||
All About Tom Clancy's Ghost Recon Advanced Warfighter Game

Tom Clancy's Ghost Recon Advanced Warfighter - بازبيني محرمانه : مبارز حرفه اي
بازي اكشن, دشوار و بسيار زيباي ديگري از سري بازي هاي Ghost Recon كه سيستم سخت افزاري بالايي را مي طلبد ! نسخه ي PC اين بازي به هيچ وجه قابل مقايسه با نسخه ي PS2 آن نيست و از گرافيك عالي سود مي برد سازنده : كمپاني GRIN
ناشر : كمپاني Ubisoft
تاريخ انتشار : May 3, 2006
رده بندي ژانر : اكشن ,اول شخص شليك كننده
ميزان دشوار بودن : دشوار
زمان مورد نياز براي آشنايي كامل با محيط بازي : حدود نيم ساعت
درجه بندي ESRB در مورد محتواي بازي : Teen - مناسب براي افراد 13 سال و بالاتر , داراي صحنه هاي خشونت .
نقاط قدرت و ضعف بازي Ghost Recon Advanced Warfighter:
نقاط قوت : نبردهاي هيجان آور, شليك هاي تاكتيكي و بسيار زيبا, محيط فوق العاده زيبا كه با جزييات كامل طراحي شده, گرافيك و اجراي بسيار عالي و نقشه ي سه بعدي زيبا و بسيار مفيد .
نقاط ضعف : طلب كردن سيستم سخت افزاري بسيار بالا براي اجراي بازي در حد ايده آل, ايراد هاي كوچك در بازي چند نفره .
سيستم مورد نياز براي اجراي بازي Ghost Recon Advanced Warfighter:
Windows XP
Processor: 1.6 GHZ
RAM: 256MB
CD-ROM: 8x or faster DVD drive
Hard Drive: 6.0 GB or more free space
Video Card: DirectX 9.0c compatible Video card with 64 MB or more memory and one of these chipsets is required: ATI Radeon 8500 or greater; NVIDIA GeForce 3 or greater (GeForce 4 MX not supported)
Processor: DirectX 9.0c compatible sound card
منبع:http://bazy.blogfa.com
All About Just Cause Game

Just Cause - دلیل عادلانه
بازی اکشن و زیبایی که در سبک بازی هایی چون GTA ساخته شده است و علاقمندان به آن بازی مطمئنا از Just Cause نیز لذت خواهند برد. جالب این است که نسخه ی DVD این بازی به دلیل حجم بالا که نشان از پر محتوایی بازی دارد، در قالب دو دی وی دی کامل عرضه شده است !
سازنده : كمپاني Avalanche Studios
ناشر : كمپاني Eidos Interactive
تاريخ انتشار : Sep 27, 2006
وب سايت اختصاصي : www.justcausegame.com
رده بندي ژانر : اکشن ماجراجويي مدرن
ميزان دشوار بودن : متوسط
زمان مورد نياز براي آشنايي كامل با محيط بازي : حدود نیم ساعت .
درجه بندي ESRB در مورد محتواي بازي : Mature : مناسب برای افراد 16 سال و بالاتر به دلیل داشتن صحنه های خشونت و زبان تند و همچنین مصرف الکل و مواد مخدر در جریان بازی .
ويژگي هاي بازي Just Cause :
ادامه بازی در دست خود شماست! می توانید با انجام ماموریت بازی و آن مرحله را به پایان رسانید و یا بنا به میل خود در جزیره و محیط بازی به گشت و گذار بپردازید و از امکانات متعدد آن بهره مند شوید .
بازی در جزیره ای به طول بیش از 250 کیلومتر در جریان است که چنین مقدار مساحت وسیعی در یک بازی کامپیوتری تقریبا بی سابقه بوده است .
بیش از 100 وسیله نقلیه مختلف برای انتخاب در جریان بازی .
بهره منده از فن آوری Avalanche Engine که محیط بسیار زیبای یک جزیره عظیم را برای شما با جزییات شبیه سازی کرده است .
ماموریت های گوناگون.
قابلیت پرواز در جریان بازی و بر فراز جزیره با استفاده از تجهزیات مخصوص !
و ....
نقاط قدرت و ضعف بازي Just Cause از دیگاه منتقدان :
نقاط قوت محیط زیبای و جزئی طراحی شده ی جزیره،قابلیت چتر بازی و پرواز زیبا و طبیعی، وسایل نقلیه متعدد و نداشتن زمان معین برای اتمام ماموریت .
نقاط ضفف: داستان کوتاه بازی، بازی با تفنگ آسان و تاحدی نه چندان طبیعی .
سيستم مورد نياز براي اجراي بازي Just Cause :
اطلاعات مورد نیاز بازی :
Number of Players: 1 Player
حداقل سیستم مورد نیاز برای اجرای بازی :
System: Pentium IV 1.4 GHz or equivalent
RAM: 512 MB
Video Memory: 128 MB
Hard Drive Space: 5800 MB
سیستم توصیه شده :
System: Pentium IV 2.8 GHz or equivalent
Video Memory: 256 MB
منبع:http://bazy.blogfa.com
شاهکار میکروسافت ،کسب 90 جایزه بین المللی ،پرفروشترین گیم سال از ازجمله اقتخارات این بازی زبیا است Gears of War اولین بار در دمویی که هدف آن نشان دادن قدرت خارق العاده انجین Unreal 3 بود در نمایشگاه E3 پارسال از خود رد پا به جای گذاشت که توانست نظر خیلی از گیمرها و مسئولان مختلف رو به خود جلب کند و حتی جوایز بسیاری را به خاطر گرافیک فوق العاده خود کسب کند و چشم انداز ها و نورپردازی فوق العاده ی آن باعث شد که در بین بازیهای هم رده ی خود در E3 محبوبیت بیشتری پیدا کند.سبک اين بازي نيز نوعي نوآوري محصوب ميشود چون تلفيق بسيار زيبايي از دو سبک action shooter و tactical shooter است.در يک بازي با سبک tactical shooter کنترل تیم و مراقبت از افراد گروه از مهمترین عوامل هست.در بازی Gears of War هم این چاشنی یعنی کنترل و راهنمایی گروه به وسیله ی دستورات به کار گرفته شده است.سبک action shooter هم حاوی کارهایی مثل مراقبت از جان خود و نشان دادن واکنشهای مختلف در زمان حمله ی دشمن است.در GoW هم چنین ویژگیهایی وجود دارد.برای مثال زمانی که در مقابل یک دشمن قرار دارید کاراکتر شما میتواند به میزی که در کنار خود قرار گرفته لگد بزند و آن را به صورتی روی زمین بیندازد تا بتواند از آن به عنوان سنگر استفاده کند.سپس در حالی که در پشت میز سنگر گرفته اید هم میتوانید بدون هدف و نشانه گیری به دشمن تیراندازی کنید و هم میتوانید ریسک کنید و از پشت میز بیرون بپرید و دشمنان را از بین ببرید.وسایلی که از آنها به عنوان پوشش استفاده میکنید در اثر ضربه خوردن و یا اصابت گلوله به آنها تغییر میابند و ممکن است از بین بروند.برای مثال همان میزی که در پشت آن هستید ممکن است در اثر شلیک دشمن شکسته شود و همین امر باعث میشود که سرعت عمل شما در بازی افزایش یابد و شما مجبور میشوید که سریعا فکری برای نجات جان خود بکنید.یکی دیگر از ویژگیهایی که به زیباترشدن گیم پلی در این بازی کمک کرده است عامل نور و روشنایی است.برای مثال زمانی که شما در یک کانال تاریک قرار دارید و هیچ وسیله ای که بتواند روشنایی ایجاد کند در اختیار ندارید , میتوانید از شلیک کردن برای ایجاد نور استفاده کنید.دشمنان شما نیز که اغلب هیولاهایی تنومند هستند از روشنایی برای نابود کردن شما استفاده میکنند.مثلا وقتی شما درون ساختمانی قرار دارید و دشمن شما در خیابان است او به دنبال یک عامل اشتعال مثل یک چراغ می گردد و آنها را به سمت ساختمانی که شما در آن قرار دارید پرتاب میکند تا ساختمان آتش بگیرد.از اسلحه هایی که شما در طول بازی از آنها استفاده میکنید اطلاعات چندانی منتشر نشده اما اسحله های سرد نیز در کنار اسلحه های گرم وجود دارند.
GoW قابلیت بازی چند نفره را نیز برای کاربران XboxLive دارا میباشد.طبیعتا در قسمت چندنفره ی این بازی مانند بازیهای چندنفره ی دیگر همچون Ghost Recon و Rainbow Six کار گروهی و کنترل تیم مهمترین وظیفه کاراکتر شماست.اما ویژگی ای که قسمت چندنفره این بازی را نسبت به بازیهای دیگر متمایز می سازد , کمک مردم موجود در مپ به شماست.مثلا وقتی در مرحله ای در حال انجام بازی چندنفره هستید ممکن است فردی در آن اطراف حضور داشته باشد که از دشمنان شما نباشد.او پس از دیدن شما به سمت شما میاید و برای دفع حملات دشمن توسط هوش مصنوعی به شما کمک میکند.در مورد گرافیک بازی نیز چیز زیادی نمیتوان گفت و ممکن است تعریف و تمجید از گرافیک این بازی نوعی عامل خسته کننده ی خوانندگان این پیشنما باشد.چون اکثر شما از قدرت Unreal 3 Engine که به اختصار U3E نامیده می شود باخبر هستید.در همین حد بدانید که Epic نهایت قدرت این موتور گرافیکی را در ساخت GoW به کار گرفته است.شما با دیدن صورت یک کاراکتر چشمان خود را خواهید مالید تا بفهمید چیزی که میبینید واقعی است یا خواب میبینید!طرز حالت ماهیچه ها و حتی رگ ها حیرت آور است.زمانی که یکی از هم گروهای شما هیولایی را در مقابل خود میبیند شما میتوانید نهایت ترس را در چهره ی آن کاراکتر ببینید و از طراحی صورت آنها لذت ببرید.در طراحی نورپردازی و افکتهای دیگر نیز نهایت دقت به کار گرفته شده است.مثلا سایه شما متناسب با زاویه تابش نور و همچنین حرکات شما تغییر میابد که این عوامل میتواند در جهت واقعی تر شدن بازی گام بردارد.از دیگر جزییات GoW میتوان به یکسان بودن محیط بازی و دموها اشاره کرد.(چیزی شبیه به بازی Riddick)یعنی دمویی که قبل از شروع یکی مرحله از بازی نشان داده می شود در آخر به کنترل کاراکتر ختم می شود که بسیار میتواند جالب باشد.هوش مصنوعی (A.I)نیز بسیار عالی کار شده و دوستان شما بسیار هوشیارانه حرکت می کنند و دستورات شما را مطابق میل شما اجرا می کنند و در موقعیت هایی که لازم است به دنبال سنگر مناسب می گردند.حرف های کاراکتر ها نیز با حرکت لبهای آنها کاملا مطابقت دارد.محیط بازی نیز کاملا مرگبار است و یک لحظه ایستادن و بی هدف بودن در بازی مساویست با مرگ!همچنین اگر شما یکی از اسلحه های دشمن را در اختیار داشته باشید و دشمن فقط اسلحه شما را ببیند خیال میکند که شما از دوستان آنها هستید و شما با این کار میتوانید آنها را گول بزنید!سازندگان بازی حاضر نشدند که اطلاعات زیادی درباره داستان در اختیار دیگران قرار دهند.اما هدف کلی از بین بردن دشمنانی به نام Locusts Horde (گروه ملخ ها) است.کاراکتر اصلی بازی هم که شما کنترل آن را بر عهده دارید Marcus Fenix نام دارد.
در کل Gears of War مخلوطی از چند سبک و زاویه دوربین مختلف است و دارای ویژگیها و متدهای فراوانی می باشد که گیم پلی را برای شما بسیار جذاب می سازد به طوری که شما هیچ گاه از بازی کردن خسته نمی شوید.


منبع:http://ari-wilson.blogfa.com
|
نام: |
Call of Duty 4: Modern Warfare |
| ناشر: | Activision |
| سازنده: | Infinity Ward |
| پلتفورم: | PC |
| سبک: | اكشن |
| درجه سنی: | 17 سال به بالا |
| تاریخ انتشار: | 1386 ![]() |
| سطح بازی: | متوسط |
| زمان یادگیری: | نیم ساعت |
| نویسنده: | سرای بازی |
استث
نایی ..به جرات سری بازیهای ندای وظیفه یا Call Of Duty را از جمله بهترین بازیهای رایانه ای دانست.اگر از آن گیمر حرفه ای باشید و چند سالی باشد که به طور حرفه ای بازی میکنید حتما اسم سری Call Of Duty به گوشتان خورده است شاهکاری که سبک بازی اکشن اول شخص را چندین درجه ارتقا داد . اگر اشتباه نکنم 4-3 سال پیش بود که شرکت بازی سازی اکتیویژن با همکاری Infinty ward یک بازی را در سبک اکشن اول شخص ارائه داد که داستان آن در زمان جنگ جهانی دوم میگذشت . گرافیک بالا ، داستان پردازی قوی و صداگذاری عالی از مشخصات این بازی بودند که آن را در رده ی بهترین بازی های اول شخص قرار داد . در سال 2005 اکتیویژن با همکاری شرکت Infinty War دومین بازی این سری را تولید کرد که به عقیده ی من یکی از بهترین اکشن های تاریخ است و خواهد بود . این دو شرکت این بار با همکاری یکدیگر شاهکاری عظیم ساختند که با کلمات موجود به راحتی قابل توصیف نیست . گرافیک بسیار بالا ، داستان گیرا و جذاب و مفهوم و صداگذاری حرفه ای از مشخصات این بازی بودند که ایراد گرفتن از بازی را بسیار سخت میکردند .زیبا ترین مشخصه ی بازی اکشن نفس گیر آن بود بطوری که هیچ بازیبازی بعد از Call of Duty 2 هیچ بازی اکشن اول شخصی خیلی به مذاقش خوش

نمی آمد . اکشن بازی بهمراه صداگذاری کم نظیر شما را مستقیما به جنگ جهانی دوم میبرد . نبرد در استالین گراد و مصر . میتوان گفت که در هر 6 ثانیه ی بازی در حالت درجه ی سختی معمولی 100 ها تیر شلیک میشد . در حالت سختی فوق الاده ی بازی لذت بازی چندان برابر میشد ، مخصوصا وقتی که شما با تنها چند دوست مقابل ارتش چند صد نفری نازی ها باید مقاومت میکردید دل کندن از بازی خیلی راحت نبود . پلتفرم اصلی بازی را میتوان PC به حساب آورد اما اکتیویژن در کمال ناباوری همگان Infinty Ward را از کار کنار گذاشت و بازی Call of Duty 3 را برای پلتفرم های PS3 , Xbox 360 , PS 2 ، منتشر کرد ! بله ، بازی برای PC منتشر نشد که بسیاری از بازیباز ها را از شرکت اکتیویژن متنفر کرد ; اما اکتیویژن با کنار گذاشتن Infinty Ward فرصتی 2 ساله به این شرکت داد و اجازه داد Infinty Ward دو سال بر روی بزرگترین بازی این سری یعنی CoD 4 کار کند . بزودی به CoD 4 هم میرسیم اما بگذارید مروری بر Call of Duty 3 داشته باشیم . بازی در این شماره هم پیشرفت هایی داشت و هم پسرفت هایی . گرافیک بازی پیشرفت کرده بود اما نه آن قدر که ندای وظیفه ی2 (Call of Duty 2) بعد از شماره ی 1 بازی . صداگذاری بازی بسیار زیبا بود و جای تحسین داشت اما نکته ی آزار دهنده نبود اکشن نفس گیر بازی مانند شماره ی 2 بازی نبود . اما حالا میرسیم به Call of Duty 4 .
بعد ندای وظیفه ی 3 شایعه های بسیاری در مورد قسمت چهارم بازی به گوش میرسید ، که قوترین آن

ها تغییر مکان و زمان جنگ از جنگ جهانی دوم به جنگ های مدرن بود . آن قدر تب بازی بالا گرفت که اکتیویژن خبر فوق را تایید کرد و بسیاری از طرفداران را ناامید و بسیاری را امیدوار کرد . تغییر داستان و دوره ی بازی ، ریسکی بزرگ که هر شرکتی آن را براحتی قبول نمیکند . اما اکتیویژن آن را قبول کرد و مسیر سری بازی محبوب Call Of Duty را بطور کلی متحول کرد ، همان کاری که EA در قبال Need For Speed انجام داد .با تغییری این چنین عظیم در بازی باید بسیاری چیز ها عوض میشد : داستان بازی ، اسلحه های بازی ، گرافیک بازی ، محیط های بازی و … . شخصا با شنیدن خبر عوض شدن سری Call of Duty نگران شدم ، زیرا میترسیدم اکتیویژن و Infinty Ward براحتی از پس این مهم برنمی آیند و با این اشتباه سری ندای وظیفه بطور کل از دنیای بازی های ویدیویی حذف خواهد شد ، اما انگار اعتماد کافی را نه به اکتیویژن و نه به گرانت کولیر نداشته ام . از دمو های منتشر شده ی بازی چشمانم منفجر شده و دوباره ایمانم را به کولیر و شرکتش پیدا کردم . گرافیک بازی را میتوان واقعا نسل بعدی دانست و به

نظرم برای اجرای بازی روی PC به سخت افزاری فضایی نیاز پیدا خواهید کرد . محیط ها عالی کار شده و هر کس که بگوید گرافیک بازی زیبا نیست باید خود را با منچ و بازی مار و پله سرگرم کند ! گیم پلی بازی باز هم ارتقاء یافته و هر بازیبازی را مجذوب خواهد کرد . فیزیک بازی بسیار عالی کار شده و برای مثال اگر پشت یک دیوار باشید ، بسته به جنس دیوار ( فولاد ، بتن و … ) احتمال رد شدن گلوله هم از دیوار وجود دارد ! پس بازی باز باید از فیزیک بازی و دیگر مشخصات آن به نفع خود استفاده کند . بهتر است سری به داستان بازی هم بزنیم و قسمت هایی از آن را با هم مرور کنیم :
باز هم بازیباز ها به جنگی واقعی باز میگردند ، صدای تیر و گلوله از چپ و راست می آید و جسد ها بر روی زمین پخش شده اند . اما شما یک سرباز آموزش دیده اید و باید شورشیان را سرکوب کنید ، شورشیانی که در راس آن ها فردی روسی به اسم زاخائف قرار دارد که از هرج و مرج در عراق استفاده کرده و گروهی تروریستی را تشکیل داده است . شما در نقش نیروهای انگلیسی باید آن ها را سرکوب کنید اما زاخائف قدرتی بسیار زیاد دارد و ارتشش بسیار حرفه ای و قوی است ….. .
این گوشه ای بسیار کوچک از داستان زیبا و گیرای ندای و ظیفه ی 4 بود . به نظر می آید که گرانت و گروهش داستانی زیبا و جالب را برای این بازی انتخاب کرده اند . یکی از دلایل اصلی کنار گذاشتن جنگ جهانی دو از سری ندای وظیفه نبود سوژه های جدید بود . به نظرسازنده ها جنگ جهانی 2 دیگر کشش لازم را نداشته و نمیتواند داستان جذابی را برای بازی کننده ها فراهم آورد . چیزی که در بازی تغییر عمده ای کرده تغییر اسلحه ها در بازی است . همان طور که میدانید در جنگ جهانی دوم دو نوع اسلحه وجود داشته است : یکی اتوماتیک و دیگری نیمه اتومیتیک اما در این جا اسلحه ها کاملا تغییر کرده و شامل : پرتاب کننده های خودکار نارنجک ، AK ، صدا خفه کن ها و … میشوند . یکی از ویژگی های بارز ندای وظیفه ی 2 تنوع محل ها بود . روسیه مصر و … .
این تنوع در CoD 4 نیز وجود دارد و لوکیشن های زیادی در بازی وجود دارند که بسیار جالبند و از هیچ کدام احساس خستگی نخواهید کرد . سرعت فریم بازی روی کنسول های جدید و PC های پیشرفته روی 60 فریم ثابت است که با توجه به گرافیک و فیزیک بازی بسیار جالب توجه است . در هر صورت CoD 4 تحولی عظیم در این سری بازی خواهد بود و فقط باید صبر کرد و دید که این تحول موفقیت آمیز خواهد بود یا نه ؟ با توجه به تیم سازنده ی بازی و بازی های قبلی این سری باید انتظار یک شاهکار را کشید که اصلا انتظار زیادی نیست
بازي در گذشته نه چندان دور از زمان حال رخ ميدهد و داستان در هر مرحله توسط راوي داستان به شما شرح داده ميشود. همچنين در يکي از ماموريت ها کشتي با نام AC130 حامل اسلحه هاي مرگ بار وجود دارد که در بازي همين نام بر روي مرحله ميباشد و شما بايد اسلحه هاي مرگبار را با کمک هم تيمي هاي خود از اين کشتي پاک سازي کنيد.
کارکتر هاي مختلف در بازي از نقاط مختلف جهان وجود دارند به عنوان نمونه شما در اين سري منطقه برفي و زمستاني را در روسيه و منطقه صحرايي British را در شمال آفريقا در بازي خواهيد ديد و همچنين وجود جنگ در مناطق گرمسير جنگلي نيز تاييد شده است.
سبک بازي modern combat خواهد بود يعني جنگ پيشرفته نظامي..بازي شامل افرادي برگزيده از يگان هاي مختلف ميباشد که هر کدام مختص عملي ساخته و پرداخنه شده اند پس تقريبا با جنگ تاکتيکي مواجه هستيم.
مطمئنا به محض ورود به بازي COD4 شکه خواهيد شد چون سوپرايز بزرگي براي بخش گرافيک بازي در راه است.
از ديدن محيط بازي و detail کاملا مبهوت خواهيد شد محيط بازي بسيار وسيع و گسترده شده اگر شما در سري هاي قبلي در هر نقطه افراد مختلف را مشاهده ميکرديد در اين سري جنگجويان مختلف را ميبينيد که در هر نقطه تک تک به غير از شما با يکديگر گلاويز شده اند و مشغول جنگ هستند و در صحنه اي ديگر مردم بي گناه را ميابيد که به دنبال پناه هستند اين حس زيبايي به انسان انتقال نميدهد اما شکوه و زيبايي گرافيک و هوش مصنوعي بازي را به گيمر القا ميکند.
باز هم شديدا ذکر شده نوع ترکيب بندي و حرکت کارکترها همچنين جزييات بازي انقدر پيشرفت کرده که در هيچ سري Call of Duty شاهد آن نبوده ايد. در ضمن شما در بازي توانايي تشخيص ساعت را از روي ساعت مچي داريد جو و آب و هوا بر اساس ساعت واقعي متغير است و ممکن است در يک بازي از نيمه شب تا طلوع خورشيد طول بکشد اين تکنيک را به طور صريح در سري G.R.A.W 2 ديديم. بعد از گذشت زمان طولاني از بازي شما ريختن عرق از پيشاني ياران خود را ميبينيد جالبي امر اينجاست بيان شده همانند بازي هاي ديگر اين عرق از ابتدا بر روي پيشاني افراد نيست بله با تحرک زياد و در طول زمان جنگ پديدار ميشود.
با صراحت تمام اعلام شده : Call of Duty 4 was a greater graphical feat than Epic’s Gears of War
در اولين تريلير به نمايش در آمده از گيم پلي بازي شاهد گرافيک بسيار بالا بازي بوديم با توجه به پيشرفت بازي تا حد فراتر ار نسل آينده شاهد اجراي بازي در فرم رت بالا و بدون هيچ کاستي فرم بوديم تمام منطقه کوچکي را که از يک شهر نشان ميداد پر از تحرک بود انفجار هاي بسيار واقعي سقوط بالگرد به سمت زمين و انفجار آن در صحنه اي از تريلير نيز شاهد گريبان گير شدن يکي از هم تيمي ها با دشمن بوديم که در سري قبلي اين امر نيز وجود داشت اما اين بار واقعي تر و به واقع فيزيک اندام و خشونت سربازان مشاهده ميشد که تحسين برانگيز بود. با توجه به گفته هاي سازنده بازي اين تريلير دور از انتظار نبود همينطور که به سال 2008 نزديک ميشويم از نظر فيزيک و گرافيک حتي گيم پلي بازي ها تغييرات فراواني خواهند داشت و به مراتب سطح انتظار ها بالا ميرود که COD4 با نمايش اولين تريلير از گيم پلي خود اين امر را ميسر کرد.
گرافيک و جزييات بازي COD4 فراتر از موتور Epic’s براي بازي Gears of War ميباشد اين خبر بسيار شگفت انگيز براي منتظر ماندن يک شاهکار تمام عيار ميباشد چون بازي G.A.W يک شاهکار به تمام معني ميباشد که در نوع خودش بي نظير مانده و خواهد بود.
Grant Collier ميگويد : ما در حال کار بر روي يک بازي نسل بعد تمام عيار هستيم تمرکز ما بر روي طراحي شخصيت ها بر اساس ملت و بومي بودن و هرچه واقعي بودن آن صورت ميگيرد تا حدي که خشم جنگ و يا ناراحتي از باخت و شکست هم تيمي در چهره جنگجو ديده شود..
براي سيستم نورپردازي و رفرش سايه پردازي شخصيت هاي بازي نيز بيشتر از پيش بر روي موتور بازي کار ميکنيم.
گرافيک و جزييات بازي COD4 فراتر از موتور Epic’s براي بازي Gears of War ميباشد
موتور بازي COD4 را خودمان به شخصه طراحي کرده ايم و يک موتور شخصي و کامل نسل بعد ميباشد چون ما بايد خودمان بدانيم چه کاري ميخواهيم انجام دهيم جه فيزيکي ميخواهيم چه دستوراتي ميخواهيم در بازي اعمال کنيم پس به نظر من موتور بازي زماني موفق ميشود که خود شرکت سازنذه آن موتور بتواند بر روي آن موتور کار کند.
در مورد فرم اجراي بازي Grant Collier افزود : بازي در حالت 60 فرم در ثانيه هم اجرا شود با موتور قوي که براي اجراي اين بازي در حال تهيه و گسترش داريم حتي 70 80 تا 100 فرم در ثانيه را هم ميتوانيم ادعا کنيم اجرا ميکند اما شما زماني که در يک محيط شلوغ مثل جنگل هستيد و تعداد افراد زياد هستند و آتش سوزي هم وجود دارد به طور قطع در بازي جنگي اين فرم ثابت نخواهد بود حتي به زير 60 فرم در ثانيه هم خواهد رسيد.
ما با تجربه اي که داريم ميدانيم که 30 فرم در ثانيه ثابت براي بازي جنگي مناسب است اما ما به فکر پيشرفت کار هستيم و 60 فرم در ثانيه را براي COD4 مناسب و عالي ميدانيم.
در اين سري کاري ميکنيم که روياي فن هاي COD به واقعيت بنشيند و آرزوي ديرينه حس واقعي جنگ با مراحل طولاني و بدون محدوديت را تجربه کنند.
در برخي مراحل بازي شما ماموريت داريد مکان هاي مشخصي را به طور کامل تخريب کنيد و ديگر خبري از بازي تاکتيکي نيست بلکه يک ويرانگري به تمام عيار تا مرز متروکه شدن در پيش است شما با پرتاب نارنجک به سمت هدف ميزان و شدت تخريب را در صفحه با آمار دقيق براي شما به نمايش خواهد گذاشت!!

در سري جديد COD4 شما همانند جنگ جهاني دوم محدود نيستيد و توانايي آپگريد و افزايش و تهيه ابزار و اسلحه هاي جنگي مدرن و مختلف را خواهيد داشت.
در بازي يک حالت غارتگري نيز وجود دارد شما با پيروزي در يک منطقه با توجه به سيستم نظامي آن منطقه ميتوانيد ابزار و وسائل جنگي را به غنيمت ببريد توجه داشته باشيد که در برخي مناطق شما حتي بايد با يک نيزه پرتاب کن به جنگ ادامه دهيد.
براي اولين بار در COD4 شاهد تجهيزات نظامي پيشرفته ار جمله دوربين ديد در شب خواهيم بود بله در اين سري شاهد امکانات جديد به خاطر مدرن بودن جنگ هستيم همچنين شاهد اضافه شدن جنگ سمي و وجود گاز هاي کشنده با دز هاي بالا هستيم که با توجه به منع کردن تروريسم قابل درک نيست.
در COD4 شاهد سربازاني خواهيد بود که باند ايمني صليب سرخ بر سر دارند اين دسته افراد در بازي ياري رساني مجروحان خواهد بود و شما به جنگ خود ادامه ميدهيد!!!
براي اولين بار در COD4 شاهد تجهيزات نظامي پيشرفته ار جمله دوربين ديد در شب خواهيم بود
در مورد بخش multiplayer بازي بين PC و Xbox Live مسئول تيم طراحي بازي تشريح کرد که اين امر شدني نيست و مشکل هاي تاکتيکي زيادي خواهد داشت. براي اجرا بازي در بخش multiplayer بازي به 5 گيگابايت رم نياز دارد در ضمن مشکل اساسي ديگه DirectX هست که بين 360 و PC متفاوت هست و باز هم مشکل ديگه در مچ شدن تصاوير و گرافيک بازي در بارگذاري جزييات در تغييرات مرحله هست.در صورتي که اين بازي به راحتي در هر صورت براي X360 قابل اجرا ميباشد و اين مشکل اساسي در شکست بخش multiplayer بين PC و Xbox Live ميشود.
طبق نظر سنجي انجام شده توسط سايت IGN درصد تمايل گيمرها براي انتشار اين بازي بر روي پلتفرم ها بدين صورت بوده : Xbox 360 53% و Playstation 3 16% و PC 18% که با توجه به فروش و لانچ زودتر کنسول X360 خارج ار توقع نيست. اطلاعات تکميلي نيز از پشتيباني بخش LIVE براي Xbox 360 ارائه شده که بازي تا 4 گيمر در حالت offline split-screen را پشتيباني خواهد کرد.
این بازی با پشتیبانی کامل از DX10 میتواند یکی از زیباترین بازیها باشد.
منبع:http://ari-wilson.blogfa.com
شما به
سختی می توانید جنگلی در اطراف فرانکفورت پیدا کنید، شهری در آلمان که یکی از بزرگترین مراکز مالی اروپا محسوب می شود. اما اگر بتوانید ساختمانی را پیدا کنید، شما جنگل های استوایی را خواهید یافت که توسط موجودات بیگانه و سربازان کره ی شمالی مورد هجوم قرار گرفته است… . در این ساختمان بدون شک یکی از پر طرفدار ترین و پر هوا خواه ترین بازی ویدئویی در حال توسعه است… بله ما در مورد Crysis صحبت می کنیم، کار آینده ی شرکت Crytek سازنده ی سال 2004 بازی Far Cry… .
کسانی که این بازی را نمی شناسند ممکن است بپرسند که Crysis چیست؟
در ابتدا باید بگویم که این بازی هیچ ارتباطی به Far Cry ندارد و دنباله و یا ادامه ای برای آن بازی محسوب نمی شود! در عوض این یک بازی اصیل حول داستان هجوم موجودات بیگانه در جزایر اسپراتلی می باشد. جزایر اسپراتلی یکسری مجمع الجزایر کوچک هستند که واقعا در جهان حقیقی وجود دارند و در جنوب دریای چین در نزدیکی فیلیپین واقع شده و مالکیت آن به چندین ملیت تعلق دارد. اگر چه جزیره در بازی بسیار بزرگتر از نقطه ی مقابل خود در جهان واقعی می باشد که بیشتر تپه ی دریایی است تا جزیره…
داستان از آنجایی شروع می شود که یک شهاب سنگ مرموز از فضا به زمین می افتد و بر روی جزیره فرود می آید… از آنجایی که شهاب سنگ بطور آشکاری در اتمسفر شعله ور بود، ملیت های جهان مشکوک می شوند که مساله ای غیر عادی در رابطه با شهاب سنگ وجود دارد!! در هر صورت ارتش کره ی شمالی اول از همه به آنجا می رسد و ورود هر کس دیگری را به جزیره ممنوع می کند. همانطور که احتمالا اطلاع دارید کره ی شمالی و آمریکا میانه ی خوبی با هم ندارند از این رو آمریکایی ها هم نیرو های ویژه ای به جزیره اعزام می کنند. شخصیت شما و یا بنوعی قهرمان بازی عضوی از تیم نیروی ویژه ی آمریکاست که به جزیره عازم شده تا بفهمد که در آن جزیره چه اتفاقی افتاده است…

.
بخش اول بازی شامل جنگ شما با نیرو های کره ی شمالی می باشد. اما اوضاع به شکل بدتری تغییر می کند هنگامی که شی بیگانه از هم باز می شود و جزیره را منجمد می کند و بر آب و هوای زمین تاثیر می گذارد! در این هنگام دشمنان با هم متحد می شوند تا با این تهدید بمراتب خطرناک تر به مقابله بپردازند و آن را متوقف کنند و ادامه ی ماجرا… .
اگر شما Far Cry را بازی کرده باشید پس می دانید که Crytek کمپانی ای هست که به گیم پلی بدون محدودیت و باز بسیار اعتقاد دارد. زیبایی آن بازی به این علت بود که شما آزادی عمل کامل داشتید که به هر کجا بروید ضمن اینکه می توانستید به روش خودتان بازی کنید! اگر احساس جنگجویی داشتید می توانستید مسیر مستقیم را در پیش گیرید و با اسلحه به هنرنمایی بپردازید اما اگر شما در مهمات و میزان سلامتی با کمبود مواجه بودید می توانستید دزدکی و مخفیانه پیرامون جزیره را بپیمایید. در فارکرای بسیاری مواقع پیش می آمد که براستی حس می کردیم که در جنگل هستیم… .
Crysis تنها یک بازی Farcry نیست که موتور گرافیک پیشرفته تری داشته باشد! در این بازی قول یک بازی بزرگتر و پرمایه تری از بسیاری جهات داده شده. داستان قول داده شده که انعطاف پذیری زیادی داشته باشد برای مثال: اگر یکی از اعضای تیمتان خیلی زود کشته شود او دیگر بعد از آن نخواهد بود که به شما اطلاعات ارزشمندی دهد که ممکن است زنده ماندن را برای شما آسانتر کند. همچنین بر روی هوش مصنوعی انسان ها و موجودات بیگانه نیز بسیار کار شده! علاوه بر اینها به مانند FarCry در این بازی نیز وسابل نقلیه ی متنوعی وجود خواهد داشت.
Crysis همچنین از ظاهر بسیار واقع گرایانه تری نسبت به FarCry سود می برد. برای مثال: جنگل ها در Far Cry اگر چه به طور خارق العاده ای جذاب بودند اما عده ای ظاهر جنگل ها را تا حدودی پلاستیک مانند میدانستند! این بخاطر این بود که هنرمندان نتوانستند هیج جنگل واقعی در قلب اروپا پیدا کنند تا بر روی آن مطالعه کنند. بهترین کاری که توانستند انجام دهند این بود که به تعداد زیادی عکس نگاه کنند و از یک گلخانه ی گرمسیری در آلمان بازدید کنند. اما این دفعه Crytek یک تیم از هنرمندان و برنامه نویسان را به جاماییکا عازم کرد تا بر روی برگ درختان و نوع و پوشش زمین مطالعه کنند! نتیجه این شد که شاهد جنگل هایی بسیار بسیار واقعی تری در Crysis باشیم برای نمونه در این بازی می توان گیاهان را منهدم کرد!
و اما از همه مهمتر در بازی Crysis موتور استفاده شده در آن می باشد با نام Cry Engine 2. موتوری که به اعتقاد بسیاری، انتظارات از گرافیک و جلوه های ویژه در بازی های رایانه ای را تغییر خواهد داد! بگذارید به گوشه ای از ویژگی ها و جلوه های بکار رفته در این موتور نگاهی بیاندازیم: Volumetric Clouds, Real-time Ambient Maps, Depth of Field, Motion Blur, Soft Shadows, Sneak Peak Crysis, soft vegetation bending, high-dynamic range rendering, sub surface scattering.
این ها که گفته شد تنها بخش کوچکی از جلوه ها و تکنیک های بکار رفته در موتور Crytek 2 بود. Crysis در حقیقت بعنوان یک بازی نسل آینده شناخته می شود و جزو اولین بازی هایی است که بر پایه ی Directx 10 ساخته می شود. البته این بازی با Directx 9 هم سازگار خواهد بود اما برای مشاهده ی تمام جلوه های بکار رفته در این بازی شما حتما به یک کارت گرافیک با قابلیت پشتیبانی از DirectX 10 نیاز خواهید داشت.
اما بد نیست کمی هم در مورد Crytek سازنده ی این بازی بدانیم. Crytek استودیویی هست که توسط 3 برادر تاسیس شد. این استودیو هم اکنون در حدود 120 نفر از سراسر جهان خدمه دارد که تلاش می کنند دیدگاه های متفاوتی را برای پروژه توسعه ی بازی هایشان ارائه دهند
.
سه تن از کارکنان Crytek سه برادر هستند به نام های فرانک ، آونی و سوات یرلی که همیشه آرزوی ساختن بازی داشتند بخصوص سوات که از بازی با Comadore 64 اش به همکاری آنلاین با دیگران در کالج پرداخت، که این همکاری سرانجام منجر شد به ساخت یک دمو به نام !X-Isle
X-Isle یک جزیره ی جنگلی شادابی را به تصویر می کشید که شامل دایناسور های ترسناکی بود. با این دمو برادران یرلی به آمریکا پرواز کردند تا در نمایشگاهElectronic Entertainment Expo 2000 شرکت کنند بدون آگاهی از اینکه چه در انتظارشان است… .
سوات در این ارتباط می گوید: “من حدس میزنم که ما تنها افرادی در تاریخ E3 بودیم که در آنجا پول ورودی پرداخت می کردند” سوات در آن زمان به سختی انگلیسی می دانست. وی تصمیم گرفت که کسی را از Nvidia پیدا کند تا دموی X-Isle را نشانش دهد و این در نهایت منجر شد که شرکت Nvidia از این دمو برای معرفی سری کارت های گرافیک جدید Geforce خود استفاده کند! و پس از آن سبب عقد قرداد انتشاری برای توسعه ی FarCry شد و مابقی ماجرا که در تاریخ ثبت شد… .
Crytek استودیوی نسبتا بزرگی است با اتاق هایی که برای چندین تیم توسعه کافی است. بدون تعجب، پس از ساختن FarCry و Crysis، شرکت Crytek سرگرم کار بر روی چندین پروژه است که هر کدام از دیگری متفاوت است! شرکت Crytek نمی خواهد تنها به عنوان سازنده ی بازی های FPS شناخته شود و بیشتر دوست دارد به عنوان سازنده ی بازی های بزرگ در همه رده ها مطرح شود.
شروع Crysis از اواخر مراحل توسعه ی Far Cry در سال 2004 شروع شد. هنگامی که سوات با درخواست منجمد کردن جنگل های Far Cry تیم طراحی را به چالش طلبید، این تنها از بعد تکنیکی و فنی یک چالش محسوب نمی شد بلکه از جنبه ی روایت داستان نیز یک چالش بود!
یک جنگل یخ زده بایستی مشخصات متفاوتی با یک جنگل عادی داشته باشد برای مثال درختان و اشیای دیگر به خاطر سرمای بسیار زیاد بایستی که خرد شوند، همچنین نیاز هست توضیح داده شود که چه عاملی سبب یخ زدن جنگل ها شده است… .
از یک جهت دیگر، تیم توسعه دهنده حتی قبل از اینکه Far Cry تمام شود می دانست که قصد دارند یک بازی دیگر در سبک فارکرای بسازند. Far Cry اولین بازی شرکت Crytek بود و برای این شرکت بیشتر یک تجربه ی یادگیری بود… !
هنگامی که Far Cry در حال توسعه بود Crytek می دانست که در یک رقابت برای شکست دادن Doom 3 و Half Life 2 در بازار قرار دارد به عنوان محصولات دو تن از مشهورترین شرکت های سازنده ی بازی یعنی id Software و Valve! این دو بازی همانند دو گوریل 400 کیلویی بودند و Crytek دریافته بود که اگر فروش Far Cry به بعد از عرضه ی این دو بازی موکول شود به عنوان یک شرکت تازه کار و ناشناخته هیچ شانسی در مقابل این دو بازی ندارد…بنابراین Far Cry یک پروژه ی با شتاب بود و هنگامی که Crytek دانست که این بازی از کیفیت مورد نظرش برخوردار است آن را راهی بازار کرد. در حالیکه تیم سازنده می دانست که کار های بسیار بهتر و بیشتری می توانست بر روی آن صورت پذیرد!
کمپانی Crytek قصد دارد که بازی Crysis را در اواخر سال میلادی جاری (2006) برای پلتفرم PC عرضه کند و همانطور که قبلا بار ها گفته شده و اخیرا هم دوباره توسط این کمپانی تایید شده این بازی کماکان تنها برای پلتفرم PC (Windows-Only) منتشر خواهد شد! بدون شک Crysis یک تجربه ی وافعی از یک بازی رایانه ای نسل آینده را برای مشتاقان PC رقم خواهد زد!
منبع:http://ari-wilson.blogfa.com
اگر به دنبال یک بازی تمام عیار اکشن می گردید این بازی را به شما توصیه می کنیم قاچاق مواد مخدر در آمریکای جنوبی بیداد می کند و حس انتقام باعث می شود که این جنایتکاران سوداگر به سزای اعمال پلید خود برسند. این گوشه ی کوتاهی از توضیحات شرکت منتشرکننده بازی El Matador یعنی Cenega می باشد. El Matador یک بازی اکشن سوم شخص می باشد که شما در آن در نقش یک مامور DEA با قاچاقچیان مواد مخدر در آمریکای جنوبی به مبارزه می پردازید.
شرکت Plastic Reality که سازنده این بازی است و El Matador سومین بازی ساخته شده توسط این شرکت است یک بازی دیگری به نام Korea: Forgotten Conflict ساخته بود که به سبک کماندویی بود که دارای گرافیک بسیار عالی بود

. این شرکت با بیان اینکه گرافیک El Matador بسیار زیباتر از بازی ذکرشده است گفت:(El Matador می تواند طرفداران زیادی را به خود اختصاص دهد و در دوره خود یکی از بهترینها باشد.)
همانطور که گفته شد بازی در آمریکای جنوبی رخ خواهد داد و صحنه های بازی متشکل از شهر(بیمارستان,کلیسا و اداره DEA), جنگل و مناطق صنعتی است. بازی شامل 26 مرحله می باشد که شما طی این مراحل در نقش شخصی هستید که به تازگی از تمرین نظامی سخت DEA برمی گردید و متوجه می شوید که برادر شما (کسی که شما را با DEA آشنا کرد) در طی مبارزه با یک گروه مافیایی قاچاق مواد مخدر در آمریکای جنوبی کشته شده است. در مراسم تشییع جنازه برادرتان, خانوده او و فرمانده DEA از شما درخواست می کنند تا شما ادامه راه برادرتان را طی کنید و انتقام خود و دیگران را از این گروه شرور بگیرید.در حالی که شما مسئولیت ادامه راه برادرتان را به عهده می گیرید هدف یک گروه خطرناک به نام Sicarios که برای روسای گروه قاچاقچی کار می کنند قرار می گیرید.در حین بازی دوستان, خیانتکار می شوند و دشمنان به صورت غیرمنتظره ای تبدیل به دوست می شوند و همین باعث می شود که سراسر بازی را هیجان فرا گیرد و بایست هر آن منتظر یک اتفاق بود.

یکی از نکات جالب توجه بازی طراحی عالی محیط اطراف است بدین معنی که تمام اجزای بازی به شکل طبیعی ساخته شده است وتمام حرکات افراد واقعی به نمایش درآمده است. به عنوان مثال اگر به یک دشمن از ناحیه زانو تیراندازی کنید به شکلی جالب زانوی او خم می شود و بر زمین می افتدو یا اگر به یک دشمن که بر روی نوک صخره ایستاده است شلیک کنید با حالتی طبیعی غلط می خورد و بر زمین می افتد. همچنین اگر به سمت یک شمع در کلیسا تیراندازی کنید شمع قطعه قطعه می شود و بر روی زمین پخش می شود که با بازی کردن می توانید راحت تر به این نکته پی ببرید.

در بازی شما از 25 مدل سلاحهای گرم و سرد استفاده می کنید که شامل چاقو, تبر, تفنگ دوربین دار, انواع مسلسل و انواع سلاحهای پرتابی نظیر نارنجک می باشد که در ابتدای هر مرحله با تعدادی از آنها شروع به کار می کنید و در حین مراحل ابزار و اسلحه بیشتری قابل دسترسی می باشد که بستگی به محیط اطراف دارد بدین ترتیب که در مکانهای قدیمی سلاحهای ساده تر و در مکانهای مدرن سلاحهای پیشرفته تر وجود دارد. دشمنان شما نیز همگی از سلاحهای مدرن استفاده می کنند و حریفانی سخت وکارکشته هستند که علاوه بر مبارزه با افراد عادی باید با روسای گروه نیز به مبارزه پردازید. با این که شما فقط در نقش یک نفر بازی می کنید می توانید افراد دیگری را نیز همراه داشته باشید تا شما را در مراحل سخت این بازی یاری کنند.
بازی ترکیبی از درگیریهای سخت و رو در رو و نفوذهای مخفیانه است. برای روشن شدن مطلب یکی از مراحل بازی که مخلوطی از این دو است را برای شما شرح می دهیم:
در یک ماموریت شما مدرکی علیه یکی از گانگسترهای مافیایی به دست می آورید. DEA و پلیس محلی تصمیم به حمله به مکان این شخص می گیرند اما قبل از آن شما باید مکان حمله را به خوبی بازرسی کنید. برای همین شما باید به صورت مخفیانه به این مکان وارد شوید و آن را خوب بگردید تا برای یک حمله گسترده آماده شوید.در این حین یکی از پلیسها خیانت می کند و به گانگستر اطلاع می دهد که زیر نظر است. اینجاست که جنگ رو در رو شروع می شود و شما باید با استفاده از قدرت نظامی و جنگی خود ماموریت را ادامه دهید.


این بازی در 4 سیدی یا 1 دی وی دی قابل تهیه می باشد.
منبع:http://www.ahmadgames.blogfa.com
| نقد و بررسی بازی Half-Life 2 |
|
|
مننبع:http://www.iritn.com
داستان بازی در حال وهوای غرب وحشی و درباره شخصی به نام کولتون وایت است که به همراه پدر خود به نامNed زندگی روزمره خود را از راه شکار گوزن و پرنده می گذراند . اما روزی کشتی ای سرنوشت کولتون را تغییر می دهد وطی حادثه ای در کشتی و حمله یک گروه به کشتی,Ned در آخرین لحظات زندگی اش به کولتون می گوید که او پدر اصلی اش نیست و جان کولتون را نجات میدهد و کشتی منفجر می شود .و حالا ما باید در نقش کولتون ادامه ماجرا را ادامه دهیم و انتقام قاتلان Ned را بگیریم و همچنین پرده از داستان زندگی خود برداریم .این خلاصه ای از داستان بازی بود .داستان و روند بازی در حد خوبی بوده وسبک آن اکشن ماجرایی است که مایه های اکشن آن به مراتب بیشتر است و داستان بازی از اول تا ِآخر بازی شما را راضی نگه میدارد . همچنین علاوه بر داستان اصلی شما میتوانید در شهر آزادانه بگردید و ماموریت های جانبی زیادی از جمله دستگیری افراد تحت تعقیب ,جمع آوری طلا ,کمک به دامداران برای کنترل کردن گله آنان, شکار حیوانات وحشی و با خرید و فروش اسلحه و ... را انجام دهید که همین بر جذابیت بازی افزوده است .
گرافیک (نمره:۷)
گرافیک بازی چیز خاصی ندارد و در حد بازی های معمولی است اما جذابیت های مخصوص خود را دارد و یک نوع گرافیک با افکت نیز در بازی طراحی شده است که جالب است و در کل گرافیک بازی خوب است ولی عالی نیست .
کنترل و دوربین بازی (نمره:۷.۲۵)
کنترل بازی نیز مشکل چندانی ندارد ولی زیاد روان نیست و ممکن است در طول بازی به خصوص در هنگام اسب سواری مشکلاتی برای شما به وجود بیاورد .
صداگذاری و موزیک (نمره:۷.۷۵)
صدا گذاری بازی یکی از نقاط قوت این بازی به حساب می آید و در آن از فناوری دالبی استفاده شده است وصداگذاری شخصیت های اصلی بازی به خصوص کولتون عالی کار شده است و بر گرفته از صدای شخصیت های هالیوودی است .ولی صداهای محیط در حد متوسطی قرار دارند و زیاد خوب کار نشده اند .
هوش مصنوعی و جلوه های ویژه (نمره:۷)
هوش مصنوعی بازی زیاد خوب نیست وضعف اساسی دارد و در گاهی اوقات مثلا وقتی به نزدیکی شخصی شلیک می کنید گلوله به آن شخص برخورد میکند. و جلوه های ویژه بازی نیز در حد خوبی قرار دارند و طراحی محیط بازی و دشمنان وافکت های ویژه در حد متوسطی قرار دارد.
جذابیت (نمره:۸)
بازی نسبتا آسان به حساب می آید و با همه عملیات فرعی اش بازی کوتاه ای است و به خاطر همین بازی زیاد خسته کننده نمی شود(حالا خوب شد این ماموریت های جانبی رو داشت وگر نه خیلی کوتاه میشد. ) و دارای جذابیت خاص خودش است و اسب سواری در حال و هوای غرب وحشی واقعا لذت بخش است و در کل جذابیت بازی بالا است .
حرف آخر
این بازی حتما ارزش حداقل یک بار امتحان کردن را دارد و این بازی برای افراد بالای ۱۷ سال ساخته شده است و ناشر آن شرکت Activision است و بازی در ۳ CD یا یکDVD عرضه شده است .
نمره کل:۷.۲۵(بسیار خوب)
منبع:http://www.hamidgame.blogfa.com

داستان و روند بازی (نمره:۷)
داستان بازی درباره پسری به نام Trane می باشد که در محله های فقیر آمریکا برای اسپری کشیدن نام خود بر روی دیوار ها با دیگر گروه ها و باند ها و هم چنین پلیس درگیری دارد . همین طور که میبینیم داستان هرچند که نوع آورانه به نظر میرسد اما آنچنان قوی به نظر نمی رسد و در کل روند وداستان بازی عالی نیست و در حد متوسطی قرار دارد. سبک بازی نیز اکشن ـماجرایی و کمی هم جنبه های مخفی کاری است بیشتر مبارزه ها در بازی با دست خالی (مشت ولگد ) و یا سلاح های سرد (چوب ـمیله های فلزی و....) انجام میگیرد و تقریبا نیمی از بازی هم باید در حال کشیدن اسپری بر روی دیوارها باشید تا Trane نام ویا نشان خود را روی دیوار ها ثبت کند که تقریبا خسته کننده است ولی مبارزات بازی جذاب است و فن ها و ضربات زیبایی از طرف Trane بر دشمن ها وارد میشود ودر بیشتر مراحل نیز باید ازروی لوله ها و ستون ها ودیوارها بالا روید تا نام خود را با اسپری در جاهای پر ارتفاع و ساختمان های بلند ثبت کنید .

گرافیک (نمره:۷.۷۵)
گرافیک بازی در حد خوبی است و چهره کاراکترها در حد خوبی قرار دارد و گرافیک محیط نیز در حد خوبی قرار دارد ودر کل محیط بازی در مراحل مختلف تقریبا با هم فرق دارد ولی شاید در انتهای بازی کمی گرافیک محیط خسته کننده به نظر برسد وسایه ها و نور پردازی بازی نیز خوب است وچهره دشمن ها نیز خوب طراحی شده هر چند که دشمنان ما در این بازی تنوع آنچنانی ندارند (در کل گرافیک بازی خوب است.)
صداگذاری و موزیک ها(نمره:۸.۷۵)
صدا گذاری بازی و موزیکهای بازی به خصوص موزیک های منو ها که از آهنگ های خوانندگان خوب بر گرفته شده است عالی است وصداگذاری شخصیت هاو محیط بازی نیز عالی است و در طول بازی نیز میتوانید موزیک های بیشتری آزاد کنید و از آنها لذت ببرید.
کنترل و دوربین (نمره:۶.۵)
بر خلاف صداگذاری بی نقص بازی کنترل بازی در حد آنچنان خوبی قرار ندارد و مشکل بزرگتر که کنترل پیش فرض بازی را نمی توانید تغییر دهید و مثلا باید حتما با کلید های W,S ,A,D حرکت کنید و به عقب وجلو بروید , هر چند که ابن نیز جزء کنترل های استاندارد است ولی بعضی از باریبازها از جمله خودم عادت داریم که با کلید های جهت های اصلی شخصیت های اصلی را حرکت دهیم (حالا بدک نشد چون به اون نوع کنترل هم عادت کردم ) با کلید های Mouse نیز می توانید حرکات اکشن و مشت ولگد ها و فن های خود را نثار دشمنانتان کنید که تقریبا خوب تهیه شده است وهمچنین برای کشیدن اسپری روی دیوارها نیز باید از موش و کلید های W,S ,A,D صفحه کلید استفاده کنید و همچنین با کلید های جهتی میتوانید رنگ نوشته و نوع نوشته خود را عوض کنید. در کل بهتر بود کلید های فرضی را نیز متوانست تغییر داد تا هر بازیخوری آنرا مطابق میل خود تنطیم کند . دوربین بازی در حالت سوم شخص است ودوربین های بازی در حد خوبی قرار ندارند ویکی از ضعیف ترین قسمت های بازی به شمار میروند و دوربین در بسیاری از جاها از صحنه عقب میفتد و یا شخصیت بازی معلوم نیست. ودر کل دوربین های بازی وضعیت مطلوبی ندارد .

هوش مصنوعی وجلوه های ویژه(نمره:۷.۲۵)
هوش مصنوعی بازی درحد متوسط و خوبی قرار دارد و آنچنان بالا نیست و دشمنان زیاد زرنگ نیستند و مشکل زیادی برای شما ایجاد نمی کنند در کل این بازی از لحاظ درجه سختی یک بازی متوسط است که نه زیاد آسان به حساب می آید و نه زیاد سخت و معماهای آنچنان پیچیده و راه های گمراه کننده نیز ندارد .و جلوه های ویژه و دمو های بازی نیز خوب است . وهمچنین آیتم های زیاد ومخفی نیز در بازی وجود دارد که میتوانید انها را آزاد کنید .

جذابیت:(نمره:۷.۷۵)
بازی از جذابیت خوبی بر خوردار است ولی فقط بعد از مدتی کمی بازی خسته کننده می شود ولی ارزش بازی کردن را دارد .
حرف آخر
این بازی توسط شرکت Atari منتشر شده است و تقریبا بازی موفقی شده است و از سایت های معتبر نیز امتیاز های خوبی گرفته است .این بازی در ۴ CD منتشر شده است و درجه سنی آن نیز بالای ۱۶ سال اعلام شده است . ودر کل من این بازی خوب که با نوع آوری هایی نیز همراه بود را به همه توصیه می کنم.
امتیاز کل:۷.۵( خوب)
منبع:http://www.hamidgame.blogfa.com

هالو ۳ از نظر تبلیغات بدون شک پر سر و صداترین بازی تاریخ بازی های رایانه ای است و به طور کامل کلمه hype به معني بزرگنمايي تبليغاتي را معني كرد.
بعد از همه اين حرفها سوال اصلي اينجاست كه آيا بالاخره اين بازي در حد بزرگنمايي هايي كه برايش كرده بودند هست يا نه؟
اما شايد پاسخ اين سوال آنقدرها هم مهم نباشد.
هر چه باشد ميليونها نفر به محض عزضه شدن هالو 3 ان را خريدند و همان طور كه در خبرها گفتيم آمار فروش حيرت انگيزي را براي هالو3 بر جا گذاشتند.
عرضه بازي تقريبا همه بخشهاي صنعت سرگرمي آمريكا را در بر گرفته بود.
داستان از جايي شروع شد كه هالو 2 تمام شده بود. اگر در مورد سلامتي چيف شك داشتيد به سرعت شكتان برطرف مي شود زيرا كورتانا به وضوح ميگويد او به اين خاطر انتخاب شده كه خوش شانس هم هست.
چيف به سرعت بهوش مي آيد و دوباره سرپا ميشود
داستان بهتر يا بدتر از شماره قبل نيست. همان چيزي است كه قبلا بود ولي با اين تفاوت كه بالاخره هالو3 ماجراي حلقه هاي نابودگر به اتمام ميرسد و سرنوشت مسترچيف مطلع ميشويد. مطمعنا داستان چيزي نيست كه شمارا در هالو دنبال خود بكشاند.
نصف بيشتر جذابيت هالو در بخش چند نفره آن است كه به خاطر دلايلي كه خودتان بهتر از من ميدانيد در ايران خيلي رايج نيست اما بخش هاي داستاني و تك نفره روند بسيار خوب و راضي كننده اي داشت.
مراحل پر از نبردهاي هيجان انگيز هستند و ميتوانيد همانند شماره هاي قبل يك اكشن اول شخص خوش ساخت را تجربه كنيد.
بهترين لحظات بازي مطمئنا هدايت وسايل نقليه است كه لذت زيادي دارد .
اما در نهايت روند بازي پيشرفت بيشتري نسبت به شماره قبل ندارد. از نظر گرافيكي هالو3 عالي است. نور پردازي نقص ندارد و تقريبا در هيچ بازي نسل جديد ديگري فضاهاي باز و بيكران به اين زيبايي و نفسگيري پيدا نشده اند. گرافيك هالو3 با بايوشاك قابل مقايسه نيست روند بازي بايوشاك در فضاهاي بسته پيش ميرفت و براي رفتن از هر بخش شهر به بخش ديگر چند دقيقه زمان اجرا صرف ميشد.
اما مراحل هالو3 بسيار وسيع هستند و تعداد هوش مصنوعي و ذرات را در هر نگاه نميتوانيد بشماريد.
به عنوان مثال صحنه اي كه در فضاي جلوي آرك با دو SCRAB غول پيكر مبارزه ميكنيد و در اين ميان تعداد زيادي دشمن به اضافه افراد خودي در حال جنگ هستند را در نظر بگيريد.
بالانس كردن هوش مصنوعي نورپردازي كيفيت بافت ها تعداد پلي گون شخصيت ها و هزاران چيز ديگر براي چنين صحنه عظيمي اصلا شوخي نيست حتي وقتي يك SCRAB با آن پيكر بزرگش منفجر ميشود هم يك فرم از دست نميرود.
شايد شخصيت هاي بازي به ظاهر بسيار ساده طراحي شده باشد اما اگر قرار بود جزييات گرافيكي كمي بيشتر باشند احتمالا به اين رواني نمي توانستيد هالو3 بازي كنيد. اين را هم در نظر بگيريد كه هالو 3 قرار است است آنلاين بازي شود.
مجله EGM پس از نمايشگاه E3 به هالو 3 لقب بهترين هوش مصنوعي را داد.
اما در بازي واقعا هوش مصنوعي آنچناني ديده نميشود . دشمن ها كه فقط به طرف شما ميدوند و حتي به ندرت از دست نارنجك ها در ميروند دوستانتان هم هيچ كمكي در بازي نيستند فاجعه وقتي اوج پيدا ميكند كه وقتي سوار يك وسيله نقليه بشويد و اجازه بدهيد هوش مصنوعي يكي از همراهانتان آن را هدايت كند تقريبا هيچ وقت به مقصد نمي رسيد.
اما به طور كلي احتياجي به هوش مصنوعي بيشتري در هالو3 نيست.
هالو3 بدون شك يك بازي بزرگ و با ارزش است اما نه به اندازه تبليغات و بزرگنماييهايي كه برايش شد.
منبع:http://game20.mihanblog.com
ین بازی توانسته از بسیاری از سایتهای نقد بازیهای کامپیوتر بالاترین امتیاز را کسب کند. کمترین بازی را می توان نام برد که به این میزان افتخارات متعدد داشته باشد.از زمانی که رقابت بین سه کنسول نسل جدید و شرکت های سازنده ی آن ها آغاز گشته است هر یک به نحوی در جذب سبک خاصی از بازی ها نسبت به سایرین موفق تر بوده اند. در این بین Microsoft توانسته است شاهد ساخته شدن بازی های اول شخص بزرگی بر روی کنسول خود باشد که شاید بتوان بزرگ ترین آن ها را bioshock دانست. با بیان این مقدمه به بررسی این عنوان بزرگ می پردازیم.

BioShock
اگر کمی ریزبینانه به بازی های پرطرفدار بنگریم به این نکته می رسیم که بسیاری از عناوین بزرگ دنیای بازی های رایانه ای در هر شماره از بازی کمتر دست خوش تغییرات عظیم شده اند و سازندگان اغلب سعی در رفع نواقص گذشته (عیب گیری) و اضافه کردن چند بخش یا سلاح جدید داشته و از ایچاد تحولات عظیم در بازی خود داری نموده اند.در بازی بزرگی چون Biochock که تنها یک نسخه از آن در حال ساخت است نیز این مسئله صادق است اما این بار این عیب یابی از شماره های گذشته ی خود بازی نیست بلکه از یک عنوان بزرگ و کمی قدیمی به نام System Shock است که موفقیت های زیادی در زمان عرضه به دست آورد.
Irrational Games استاد ساخت اینگونه بازی هااست و با کارگردانی چون کن لیواین انتظاری جز ساخت یک عنوان عظیم از آن نمی رود. داستان بازی از حوادثی که در شهری مخروبه و زیر آب به نام rapture اتفاق می افتد شکل میگیرد.rapture شهری است در اعماق اقیانوس که ایده ی اصلی ساخت آن مربوط به دانشمندی به نام اندرو رایان می باشد.او این شهر را به جهت استفاده ی درست از استعداد های انسان های باهوش و کارآمد بنا کرده است و تا وقتی که انسان های بیکفایت در راس امور قرار دارند بر عقیده ی خود استوار می ماند. پس از حوادثی که در هواپیمای شما رخ می دهد, خود را در میان آب ها می یابید و پس از آن به دنبال شواهد و کشف رموز این مکان عجیب می پردازید.
Adam نام ماده ای است که سرونشت شما و شخصیت های بازی را رقم زده است.یک ماده ی باور نکردنی که مکتشف آن خود رایان است.اشخاصی که از این ماده ی عجیب استفاده نمایند با توجه به مقدار استفاده دچار تغییراتی در سیستم بدن خود می شوند و به ویژگی های غیر قابل تصور و اغلب مخرب دست می یابند.به همین دلیل عده ی زیادی در رپچر بر ضد این ماده ی شیطانی و مخرب دست به مقابله با رایان برده اند که نا موفق بوده اند.

با پیدا کردن شیئی به نام plasmid در بازی قادر خواهید بود برای از بین بردن دشمنانتان از جریان الکتریسیته استفاده نمایید.این قابلیت یکی از اساسی ترین و مهم ترین ویژگی های شما در جریان بازی است زیرا به این وسیله براحتی میتوانید دشمنانتان را از سر راه بردارید . حسن دیگر استفاده از جریان الکتریسیته پخش شدن آن است به طوری که در یک لحظه میتوانید چند دشمن را به صورت همزمان از پای در آورید و به راه خود ادامه دهید.همچنین از این جریان می توانید برای باز کردن در ها استفاده نمایید.
Irrational games این بار به تمامی جزئیات دقت کرده است و اشکالات را تا حد ممکن کاهش داده است به طور مثال از اصل رسانا بودن اجسام رسانا در بازی بهره گرفته شده است به طوری که اگر چند تن از دشمنان بر روی یک جسم رسانا مانند آهن یا آب قرار داشته باشند شما میتوانید با استفاده از انتقال جریان به آب تمامی آن ها را از بین ببرید.
یکی از ویژگی های جالب bio shock استفاده ی زیاد از عواملی که در بازی های rpg وجود دارد است.از این قسم ویژگی ها میتوان به تله گذاری, انتخاب مهارت ها, چانه زنی و… اشاره کرد.
با پیشروی در بازی شما نیز با استفاده از adam به برخی از ویژگی های عجیب آن دست می یابید به طور مثال می توان به حرکت ذهنی اجسام و استفاده از انرژی زیاد اشاره کرد.
شما با استفاده از adam میتوانید انرژی خود را که اکنون مضاعف شده است کنترل کنید و به یکباری به دشمنان وارد نمایید. این ویژگی نیز از سلاح های شما برای مقابله با دشمنان است که در اماکن شلوغ و مشکل به کار می آید و میتوانید از آن استفاده نمایید.
استیل شخصیت های بازی بسیار خوب شبیه سازی شده است. حرکت اشخاصی که از adam استفاده کرده اند یا نحوه ی به دست گرفتن آچار برای مقابله با دشمنانتان همگی مصداقی بر این موضوع هستند.
در بازی امکان خرید آیتم ها و وسایل و اسلحه های قوی وجود دارد و شما با کشتن دشمنان و دریافت پول میتوانید از اماکن موجود این سلاح ها را خریداری نمایید.
با اینکه در Bioshock شاهد نو آوری هایی نیز هستیم اما به جرات میتوان گفت که سازندگان تمامی تلاش خود را در جهت استفاده از تجربیات موفق سایر بازی ها کرده اند به همین جهت در بسیاری از موارد از سایر بازی ها تقلید صورت گرفته است.مثلا همچون فرانک در dead rising میتوانید از هرچیزی که جلوی دستتاتن بیاید استفاده کنید و مانند Bttelfield از هر چیزی که بتوان آن را سلاح نامید برای نابود کردن دشمنان بهره گیری کنید و همچون بازی های سبک نقش آفرینی به خرید آیتم های گوناگون بپردازید و مانند کلاس جادوگر از هوش خود برای چانه زنی استفاده کنید.اما نمی توان این عمل را تقلید مطلق نامید! بلکه بهتر است بگوییم در bioshock تمام عواملی که نام بزرگ را در کنار نام بازی های بزرگ قرار داده اند یک جا جمع شده اند.
اگر چه bioshock تفاوت های زیادی با سایر بازی های اول شخص دارد ولی همچون آنها قوانین این سبک از بازی ها را حفظ کرده است.پرش بلند یا حرکت با سرعت و تکنیک های فوق العاده جذاب این سبک از بازی ها در bioshockنیز وجود دارد.شما در بازی با چند نوع موجود مختلف و عجیب روبه رو می شوید که میتوان آن ها را به دسته های : Aggressorو Protector , litle sisters ,و security bots تقسیم بندی نمود.
دسته ی اول یا مهاجمان یکی از جدی ترین دشمنان شما محسوب می شوند زیرا این افراد سربازان اصلی رپچر و دانشمند و خالق آن یعنی رایان محسوب می شوند که به علت تغییرات زیادی که در ساختار بدنی آن ها صورت گرفته است مایل به قتل موجودات دیگر به خصوص انسان ها هستند و مخرب ترین سلاح روی آن ها جریان الکتریسیته است که تا چند ساعت آنان را گیج و بی هوش می گرداند و شما به راحتی میتوانید مسیر خود را ادامه دهید.
دسته ی دوم یا protector ها موجودات بزرگ و آرامی هستند که بسیاری از اهالی رپچر به علیت قدرت بالای این موجودات از آن ها پیروی می کنند. این موجودات در حقیقت نگهبانان و محافظان ls ها هستند و از نظر سلاح در وضعیت بسیار خوبی قرار دارند و از اسلحه های فوق قوی و سنگین بهره می برند.
دسته ی سوم یا ls ها دختربچه های کوچک هستند که داشمندی به نام doctor.taenbaum آن ها را خلق کرده است. این موجودات در حقیقت تجزیه کنندگان rapture هستند که adam را از بدن موجودات مرده ی داخل شهر خارج و در بدن خود به صورت ماده ی دیگره به نام eve ذخیره می کنند.eve پس از نابود شدن این موجودات می تواند به adam تبدیل و مورد استفاده قرار گیرد به همین دلیل کشتن این موجودات سودمند است اما در صورت نکشتن آنها دکتر taenbaum به شما پاداش خوبی می دهد به همین دلیل شما در بازی مختارید و می توانید به روشی که دوست دارید بازی را اداره کنید. این یکی از ویژگی های خوب bioshock است.
دسته ی چهارم یا sb ها روبات هایی هستند که با به صدا آمدن زنگ خطر در شهر به شما حمله ور می شوند و با توجه به ساختار پوششی آن ها جریان الکتریسیته بر روی آنان کارساز نیست و بهترین راه برای از بین بردن آنان نابود کردن سیستم امنیتی است.البته همیشه پیشگیری بهتر از درمان است!
Bioshock را میتوانید به طرق مختلف اداره و تمام کنید.در بین بازی های کنونی کمتر بازی چنین ویژگی و گستردکی اینچنینی را داراست.بازی های 3 نسل پیش همچون بازی های خاطره انگیزی مانند tiny ton جنین ویژگی را داشتند و شما اگر چند بار هم یک level را بازی میکردید باز هم با نکات جدیدی رو به رو می شدید.
شما با یک بازی تخیلی رو به رو هستید و سلاح هایی که تا کنون نظیر آن ها را ندیده اید به همین جهت صدا گذاری این ژانر از بازی ها کمی سخت تر است زیرا باید با یک صدای مناسب برای سلاح های مختلف بتوانند در طبیعی جلوه دادن آن بیشتر موثر باشند و الحق که ig در این امر موفق بوده است و صدا گذاری بازی بسیار خوب انجام شده است..صدای شخصیت ها نیز با توجه به ویژگی های غیر عادی آنان به خوبی نمایش داده شده است.
موزیک بازی با توجه به ژانر بازی باید نوعی موسیقی باشد که در عین جذابیت حس ترس را نیز در بازیکن القا کند که ig در این زمینه تا حد زیادی موفق بوده است اما این قسمت از بازی جای کار بیشتری دارد و میتواند مانند سایر بخش ها فوق العاده باشد
گرافیک بازی نسبت به تریلر هایی که 3 سال پیش از بازی پخش شده بود پیشرفت فوقالعاده ای داشته است و با توجه به استفاده ی سازندگان از unreal engine و ایجاد تغییرات سودمند در آن شاهد یک گرافیک قوی خواهیم بود.
Bioshock و رپچر بسیار گسترده و وسیع و سرشار از نکات جالب هستند اما به دلایل مخالف بهتر است به همین اکتفا و سایر ویژگی های بازی را در پیش نمایش های آینده ی بازی بیان نماییم.

در انتها می توان گفت bioshock یه بازی فوق العاده و بسیار قوی است و یکی از ابزار میکروسافت جهت رقابت با سونی همین بازی است بازی کام
سيستم مورد نياز براي BioShock
Operating Systems:
Windows XP (with Service Pack 2) or Windows Vista
CPU: Pentium 4 2.4GHz Single Core processor
System RAM: 1GB
Video Card: Direct X 9.0c compliant video card with 128MB RAM - NVIDIA 6600 or better/ATI X1300 or better, excluding ATI X1550
Sound Card: 100% direct X 9.0c compatible sound card
Hard disc space: 8GB free space
آخرين مطالب ارسالي